اداره نظارت بر مواد غذايی و دارويی ايالات متحده به دولت توصيه کرده است نوع جديدی از انسولين را برای استفاده مبتلايان به مرض قند (ديابت) تاييد کند.
نوع جديد انسولين که با نام تجاری اگزوبرا Exubera و توسط شرکت دارويی فايزر Pfizer Inc توليد و برای بررسی در اختيار اداره نظارت بر مواد غذايی و دارويی قرار گرفته بود به جای تزريق از طريق استنشاق وارد بدن می شود و در نتيجه، نياز بيماران به تزريق روزانه را از ميان می برد يا لااقل تقليل می دهد.
هنوز اين نوع از انسولين روانه بازار نشده است اما با کسب مجوز دولتی، انتظار می رود ميليون ها نفر از مبتلايان به بيماری قند در آمريکا و ساير کشورها به استفاده از آن روی آورند و کارشناسان دارويی فروش سالانه بيش از دو ميليارد دلار از اين دارو را تنها در آمريکا پيش بينی کرده اند.
اين دارو با همکاری فايزر و دو شرکت فرانسوی تهيه می شود که تحقيقات يکی از آنها منجر به کشف فرمول جديدی برای انسولين شد که از طريق بافت های ريوی قابل جذب است و می توان آن را استنشاق کرد.
در عين حال، نوع جديد انسولين که زمان تاثير آن کوتاه مدت تر از نوع تزريقی است، لااقل در حال حاضر به طور کامل جايگزين انسولين تزريقی نمی شود.
به گفته کارشناسان، مبتلايان به بيماری قند می توانند از اين نوع انسولين قبل از صرف غذا استفاده کنند اما احتمالا اکثر بيماران همچنان به نوع تزريقی، با تاثير بلند مدت تر هم نياز خواهند داشت.
انسولين به طور طبيعی در لوزالمعده افراد سالم توليد و ترشح می شود و از انسولين دارويی برای نخستين بار در سال 1921 برای مقابله با عوارض بيماری قند استفاده شد.
ديابت تيپ 1
انسولين نوع جديد برای تمامی مبتلايان به بيماری قند مناسب نيست و خاص کسانی است که به ديابت تيپ 1 مبتلا هستند.
بدن اين گروه از بيماران، که معمولا در سنين کمتر به مرض قند مبتلا می شوند، قادر به توليد انسولين مورد نياز بدن برای تنظيم ميزان گلوکز خون نيست و در نتيجه، بيمار به دريافت انسولين دارويی نياز دارد.
تاکنون از انسولين تنها به شکل تزريقی - گاه چند بار در روز - برای مقابله با عوارض مرض قند و جلوگيری از بروز دشواری های ديگر مرتبط با آن استفاده می شده است.
از آنجا که اين ماده در اثر مواد موجود در معده انسان تجزيه می شود و خاصيت خود را از دست می دهد، استفاده از نوع خوراکی انسولين امکانپذير نبوده و در حال حاضر، نوع استنشاقی آن، که از طريق بافت های ريه جذب می شود، تنها جانشين تزريق است.
نوع ديگر مرض قند با نام ديابت تيپ 2 شناخته می شود که معمولا در دوران بزرگسالی بروز می کند و در بسياری از مبتلايان، عوارض اين بيماری از طريق رژيم غذايی کنترل می شود و در برخی ديگر، استفاده از دارو، معمولا به شکل قرص، نيز ضرورت دارد.
هرگاه عوارض اين نوع مرض قند از طريق رژيم غذايی و داروی خوراکی قابل کنترل نباشد، استفاده از انسولين نيز توصيه می شود که در اين موارد، انسولين استنشاقی نيز ممکن است موثر باشد.
نوع استنشاقی انسولين، که در بريتانيا و چند کشور ديگر نيز در دست بررسی است، به شکل گردی بسيار نرم تهيه شده که نحوه استفاده از آن بی شباهت به داروهای استنشاقی مورد کاربرد مبتلايان به آسم نيست.
يکی از پژوهشگران بريتانيايی که در بررسی اگزوبرا شرکت داشته گفته است که با به بازار آمدن داروی جديد، بسياری از مبتلايان به مرض قند اين امکان را می يابند تا به جای چند بار تزريق انسولين در روز، نياز خود به آن را تنها يک بار از طريق تزريق و در موارد ديگر از راه استنشاق تامين کنند.
Friday, September 09, 2005
Tuesday, August 30, 2005
ورزش از سرطان سينه جلوگيری می کند
به گفته پژوهشگران زنان در هر گروه سنی می توانند با انجام حرکات ورزشی به طور منظم، ميزان خطر ابتلا به سرطان سينه را کاهش دهند.
مطالعات علمی بارها نشان داده است که ورزش منظم به بدن انسان در مقابله با بيماری ها کمک می کند.
تحقيقاتی تازه، که 74 هزار زن در آمريکا در آن شرکت داشته اند، نشان می دهد که برای آغاز فعاليت های ورزشی هيچ سنی دير محسوب نمی شود.
محققان با انتشار مقاله ای در نشريه "انجمن پزشکی آمريکا" نوشتند حتی کسانی که وارد دوره يائسگی شده اند نيز می توانند با ورزش کردن از خطر سرطان سينه بکاهند.
وزرش های منظم
دکتر "ان مک تيرنان" و همکاران او از مرکز مطالعات سرطان هاچينسون در سياتل، مطالعات خود را بر اساس اطلاعاتی که از تک تک اين زنان جمع آوری شده بود انجام داده اند.
از کليه اين 74 هزار زن سوال شده بود چه مقدار از وقت خود را صرف فعاليتهای ورزشی می کنند و آيا در جوانی هم ورزش می کردند يا نه.
محققان دريافتند که خطر ابتلا به سرطان سينه در زنانی که به طور مرتب ورزش می کردند 20 درصد کمتر بود
وزرش های معتدل مانند پياده روی، دوچرخه سواری يا شنا که در هفته پنج بار تکرار شود بيش از هر فعاليت ديگر موثر بوده است.
پژوهشگران متوجه شدند که فعاليت جسمانی همچنين خطر سرطان سينه را در زنانی که احتمال ابتلای آنها به اين سرطان بيش از ساير افراد است نيز کاهش می دهد.
در دو گروه خطر ابتلا به سرطان سينه بالا است. يکی آن دسته که در خانواده آنها سابقه سرطان سينه بوده است و گروه ديگر کسانی که از درمان جايگزينی هورمونی استفاده می کنند.
اين تحقيقات نشان می دهد که ورزش برای زنان لاغر تا وزن متعارف و حتی آنهايی که کمی چاق هستند بيش از ديگر زنان سودمند است.
دانشمندان همچنين متوجه شدند که ورزش های منظم در مورد کسانی که بيش از حد اضافه وزن دارند يا چاق مفرط هستند، موثر نيست.
با اين حال دکتر مک تيرنان اين گروه را تشويق کرد ورزش کنند
وی گفت: "اين يافته مسلما نبايد باعث منصرف شدن زنان چاق از ورزش شود. شروع ورزش برای زنان، حال با هر وزنی، می تواند فوايد متعددی داشته باشد از جمله کاهش خطر بيماری قلبی و ديابت."
خانم مک تيرنان ادامه داد: "اما از نظر خطر سرطان سينه، زنان چاق تنها زمانی بيشترين بهره را از ورزش می برند که وزن خود را کم کنند."
چربی بدن
او اشاره کرد ورزش با کاهش ميزان چربی در بدن از خطر ابتلا به سرطان سينه می کاهد.
وی گفت: "به عقيده ما ورزش خطر سرطان را کاهش می دهد چون چربی بدن را کاهش می دهد و کاهش ميزان چربی بدن خود باعث پايين آمدن هورمون های سرطان زا می شود."
خانم دکتر مک تيرنان گفت: "به اين ترتيب حتی اگر زنی ورزش کند اما از زياده روی در خوردن دست نکشد، به طوری که سطح چربی بدن او بالا بماند، برخلاف زنانی که چربی بدنشان کمتر است از فوايد ضدسرطانی ورزش محروم می شود."
وی گفت زنان بايد پنج روز در هفته و در هر روز30 دقيقه ورزش معتدل انجام دهند.
مطالعات علمی بارها نشان داده است که ورزش منظم به بدن انسان در مقابله با بيماری ها کمک می کند.
تحقيقاتی تازه، که 74 هزار زن در آمريکا در آن شرکت داشته اند، نشان می دهد که برای آغاز فعاليت های ورزشی هيچ سنی دير محسوب نمی شود.
محققان با انتشار مقاله ای در نشريه "انجمن پزشکی آمريکا" نوشتند حتی کسانی که وارد دوره يائسگی شده اند نيز می توانند با ورزش کردن از خطر سرطان سينه بکاهند.
وزرش های منظم
دکتر "ان مک تيرنان" و همکاران او از مرکز مطالعات سرطان هاچينسون در سياتل، مطالعات خود را بر اساس اطلاعاتی که از تک تک اين زنان جمع آوری شده بود انجام داده اند.
از کليه اين 74 هزار زن سوال شده بود چه مقدار از وقت خود را صرف فعاليتهای ورزشی می کنند و آيا در جوانی هم ورزش می کردند يا نه.
محققان دريافتند که خطر ابتلا به سرطان سينه در زنانی که به طور مرتب ورزش می کردند 20 درصد کمتر بود
وزرش های معتدل مانند پياده روی، دوچرخه سواری يا شنا که در هفته پنج بار تکرار شود بيش از هر فعاليت ديگر موثر بوده است.
پژوهشگران متوجه شدند که فعاليت جسمانی همچنين خطر سرطان سينه را در زنانی که احتمال ابتلای آنها به اين سرطان بيش از ساير افراد است نيز کاهش می دهد.
در دو گروه خطر ابتلا به سرطان سينه بالا است. يکی آن دسته که در خانواده آنها سابقه سرطان سينه بوده است و گروه ديگر کسانی که از درمان جايگزينی هورمونی استفاده می کنند.
اين تحقيقات نشان می دهد که ورزش برای زنان لاغر تا وزن متعارف و حتی آنهايی که کمی چاق هستند بيش از ديگر زنان سودمند است.
دانشمندان همچنين متوجه شدند که ورزش های منظم در مورد کسانی که بيش از حد اضافه وزن دارند يا چاق مفرط هستند، موثر نيست.
با اين حال دکتر مک تيرنان اين گروه را تشويق کرد ورزش کنند
وی گفت: "اين يافته مسلما نبايد باعث منصرف شدن زنان چاق از ورزش شود. شروع ورزش برای زنان، حال با هر وزنی، می تواند فوايد متعددی داشته باشد از جمله کاهش خطر بيماری قلبی و ديابت."
خانم مک تيرنان ادامه داد: "اما از نظر خطر سرطان سينه، زنان چاق تنها زمانی بيشترين بهره را از ورزش می برند که وزن خود را کم کنند."
چربی بدن
او اشاره کرد ورزش با کاهش ميزان چربی در بدن از خطر ابتلا به سرطان سينه می کاهد.
وی گفت: "به عقيده ما ورزش خطر سرطان را کاهش می دهد چون چربی بدن را کاهش می دهد و کاهش ميزان چربی بدن خود باعث پايين آمدن هورمون های سرطان زا می شود."
خانم دکتر مک تيرنان گفت: "به اين ترتيب حتی اگر زنی ورزش کند اما از زياده روی در خوردن دست نکشد، به طوری که سطح چربی بدن او بالا بماند، برخلاف زنانی که چربی بدنشان کمتر است از فوايد ضدسرطانی ورزش محروم می شود."
وی گفت زنان بايد پنج روز در هفته و در هر روز30 دقيقه ورزش معتدل انجام دهند.
حالت خواب راز شخصيت انسان را برملا می کند
اگر می خواهيد به شخصيت واقعی کسی پی ببريد بهتر است به نحوه خوابيدن او نگاهی بياندازيد.
دانشمندان معتقدند که موقعيت بدن در حال فرو رفتن به خواب، سرنخ مهمی درباره شخصيت فرد به دست می دهد.
پروفسور کريس ايدزيکوسکی، مدير موسسه "خدمات ارزيابی و مشاوره خواب" شش حالت عمومی تر موقعيت بدن در خواب را بررسی کرده و متوجه شده است که هر يک از اين حالات به يک گروه شخصيتی ارتباط دارد.
وی گفت: "همه ما وقتی بيداريم متوجه حرکات و سکنات خود (body language) هستيم، اما اين نخستين باری است که توانسته ايم ببينيم حالت بدن ما هنگام خواب چه تعبيری دارد."
"جالب اينکه شخصيت آدمی با وضعيتی که بدن در حالت خواب به خود می گيرد در اغلب موارد شديدا با آنچه انتظار داريم در تعارض است."
حالت هايی که دکتر ايدزيکوسکی مطالعه کرده به شرح زير است:
•جنينی: کسانی که به هنگام خواب از بغل چمباتمه می زنند، افرادی در ظاهر سرسخت اما قلبا حساس توصيف می شوند. ممکن است در برخورد اول با ساير افراد خجالتی باشند، اما به سرعت حالت طبيعی خود را بازمی يابند.
اين عمومی ترين حالت خواب است و 41 درصد از هزار نفری که مورد مطالعه قرار گرفتند را شامل می شود. تعداد زنانی که در اين حالت می خوابند بيش از دو برابر تعداد مردان است.
•خوابيدن رو به پهلو (15 درصد): دراز کشيدن روی يک طرف بدن درحالی که دو بازو نيز به موازات بدن راست شده باشد. اين گروه افرادی ساده گير و اجتماعی هستند که مايلند خود را قاطی جمع کنند و به بيگانگان اعتماد می کنند، با اين حال ممکن است زودباور باشند.
•خوابيدن رو به پهلو با دستان باز (13 درصد): گفته می شود کسانی که روی پهلو می خوابند و هر دو دست خود را به طرف مقابل باز می کنند شخصيت باز و گشاده ای دارند اما می توانند مظنون و بدبين باشند. در تصميم گيری کند هستند، اما زمانی که تصميمی گرفتند بعيد است از آن برگردند.
•خوابيدن به پشت با دستان بسته (8 درصد): کسانی که به پشت می خوابند درحالی که دستانشان به پهلوها چسبيده معمولا افرادی ساکت و خوددار هستند. از هياهو می پرهيزند، اما برای خود و ديگران معيارهای برجسته می گزينند.
•خوابيدن روی شکم (7 درصد): کسانی که رو به تشک می خوابند درحالی که با دست هايشان بالش را بغل کرده و سر را به يک طرف برگردانده اند اغلب آدم هايی خوش معاشرت و جسور هستند، اما در عين حال می توانند عصبی و زودرنج باشند و از انتقاد يا شرايط دشوار خوششان نمی آيد.
•خوابيدن رو به پشت با دستان باز (5 درصد): کسانی که به پشت می خوابند و دست های خود را باز می گذارند دوستان خوبی می يابند چون هميشه آماده گوش سپردن به ديگران و دراز کردن دست ياری هستند. اين گروه معمولا علاقه ندارند در مرکز توجه باشند.
باقی کسانی که در اين مطالعه شرکت کردند گفتند موقع به خواب رفتن حالت ثابتی ندارند يا از آن بی خبرند.
عواقب بهداشتی
پروفسور ايدزيکوسکی همچنين تاثير حالات مختلف خواب بر سلامت انسان را مطالعه کرد.
او به اين نتيجه رسيد که حالت رو به دشک برای هضم غذا مفيد است درحالی که حالات رو به پشت با دستان باز يا بسته احتمالا بيش از ساير حالات به خرناس و خواب بد منجر می شود.
اين تحقيقات همچنين نشان داد که افراد معمولا حالت خوابيدن خود را عوض نمی کنند. تنها 5 درصد گفتند هر شب در حالت مختلفی به خواب می روند.
پروفسور ايدزيکوسکی همچنين دريافت که خوابيدن درحالتی که يک دست يا پا رو به جلو راست شده در بريتانيا عموميت بيشتری دارد.
يک دهم افراد نيز مايلند به هنگام خواب تمام بدن را با پتو بپوشانند.
شش حالت بدن در موقع خواب

دانشمندان معتقدند که موقعيت بدن در حال فرو رفتن به خواب، سرنخ مهمی درباره شخصيت فرد به دست می دهد.
پروفسور کريس ايدزيکوسکی، مدير موسسه "خدمات ارزيابی و مشاوره خواب" شش حالت عمومی تر موقعيت بدن در خواب را بررسی کرده و متوجه شده است که هر يک از اين حالات به يک گروه شخصيتی ارتباط دارد.
وی گفت: "همه ما وقتی بيداريم متوجه حرکات و سکنات خود (body language) هستيم، اما اين نخستين باری است که توانسته ايم ببينيم حالت بدن ما هنگام خواب چه تعبيری دارد."
"جالب اينکه شخصيت آدمی با وضعيتی که بدن در حالت خواب به خود می گيرد در اغلب موارد شديدا با آنچه انتظار داريم در تعارض است."
حالت هايی که دکتر ايدزيکوسکی مطالعه کرده به شرح زير است:
•جنينی: کسانی که به هنگام خواب از بغل چمباتمه می زنند، افرادی در ظاهر سرسخت اما قلبا حساس توصيف می شوند. ممکن است در برخورد اول با ساير افراد خجالتی باشند، اما به سرعت حالت طبيعی خود را بازمی يابند.
اين عمومی ترين حالت خواب است و 41 درصد از هزار نفری که مورد مطالعه قرار گرفتند را شامل می شود. تعداد زنانی که در اين حالت می خوابند بيش از دو برابر تعداد مردان است.
•خوابيدن رو به پهلو (15 درصد): دراز کشيدن روی يک طرف بدن درحالی که دو بازو نيز به موازات بدن راست شده باشد. اين گروه افرادی ساده گير و اجتماعی هستند که مايلند خود را قاطی جمع کنند و به بيگانگان اعتماد می کنند، با اين حال ممکن است زودباور باشند.
•خوابيدن رو به پهلو با دستان باز (13 درصد): گفته می شود کسانی که روی پهلو می خوابند و هر دو دست خود را به طرف مقابل باز می کنند شخصيت باز و گشاده ای دارند اما می توانند مظنون و بدبين باشند. در تصميم گيری کند هستند، اما زمانی که تصميمی گرفتند بعيد است از آن برگردند.
•خوابيدن به پشت با دستان بسته (8 درصد): کسانی که به پشت می خوابند درحالی که دستانشان به پهلوها چسبيده معمولا افرادی ساکت و خوددار هستند. از هياهو می پرهيزند، اما برای خود و ديگران معيارهای برجسته می گزينند.
•خوابيدن روی شکم (7 درصد): کسانی که رو به تشک می خوابند درحالی که با دست هايشان بالش را بغل کرده و سر را به يک طرف برگردانده اند اغلب آدم هايی خوش معاشرت و جسور هستند، اما در عين حال می توانند عصبی و زودرنج باشند و از انتقاد يا شرايط دشوار خوششان نمی آيد.
•خوابيدن رو به پشت با دستان باز (5 درصد): کسانی که به پشت می خوابند و دست های خود را باز می گذارند دوستان خوبی می يابند چون هميشه آماده گوش سپردن به ديگران و دراز کردن دست ياری هستند. اين گروه معمولا علاقه ندارند در مرکز توجه باشند.
باقی کسانی که در اين مطالعه شرکت کردند گفتند موقع به خواب رفتن حالت ثابتی ندارند يا از آن بی خبرند.
عواقب بهداشتی
پروفسور ايدزيکوسکی همچنين تاثير حالات مختلف خواب بر سلامت انسان را مطالعه کرد.
او به اين نتيجه رسيد که حالت رو به دشک برای هضم غذا مفيد است درحالی که حالات رو به پشت با دستان باز يا بسته احتمالا بيش از ساير حالات به خرناس و خواب بد منجر می شود.
اين تحقيقات همچنين نشان داد که افراد معمولا حالت خوابيدن خود را عوض نمی کنند. تنها 5 درصد گفتند هر شب در حالت مختلفی به خواب می روند.
پروفسور ايدزيکوسکی همچنين دريافت که خوابيدن درحالتی که يک دست يا پا رو به جلو راست شده در بريتانيا عموميت بيشتری دارد.
يک دهم افراد نيز مايلند به هنگام خواب تمام بدن را با پتو بپوشانند.
شش حالت بدن در موقع خواب

Tuesday, August 23, 2005
آناناس؛ ضد سرطان
كارشناسان مؤسسه تحقيقات پزشكى كوئينزلند موفق به استخراج دو نوع مولكول مختلف از ساقه هاى خرد شده آناناس شدند كه به گفته آنان مى تواند در مبارزه عليه رشد تومورهاى سرطانى به يارى انسان بشتابد.
بر اساس اين گزارش، يكى از اين دو مولكول به نام «CCS» مى تواند عملكرد پروتئين «Ras» را كه در توسعه ۳۰ درصد از سرطان ها نقش دارد، متوقف كند.
همچنين مولكول ديگر نيز به نام «CCZ» قادر است سيستم ايمنى بدن را براى هدف قرار دادن و نابود ساختن سلول هاى سرطانى تحريك كند.
محققان بر بهره گيرى از اين مولكول هاى تازه كشف شده در توسعه داروهاى جديد تأكيد كرده اند و مى گويند استفاده از اين تركيبات ضد سرطان به ويژه در مبارزه با سرطان سينه، ريه، روده بزرگ، تخمدان و سرطان پوست بسيار مؤثر و كارآمد خواهد بود.
بر اساس اين گزارش، يكى از اين دو مولكول به نام «CCS» مى تواند عملكرد پروتئين «Ras» را كه در توسعه ۳۰ درصد از سرطان ها نقش دارد، متوقف كند.
همچنين مولكول ديگر نيز به نام «CCZ» قادر است سيستم ايمنى بدن را براى هدف قرار دادن و نابود ساختن سلول هاى سرطانى تحريك كند.
محققان بر بهره گيرى از اين مولكول هاى تازه كشف شده در توسعه داروهاى جديد تأكيد كرده اند و مى گويند استفاده از اين تركيبات ضد سرطان به ويژه در مبارزه با سرطان سينه، ريه، روده بزرگ، تخمدان و سرطان پوست بسيار مؤثر و كارآمد خواهد بود.
Thursday, August 18, 2005
گرفتن حمام آفتاب برای برنزه شدن می تواند 'اعتيادآور' باشد
دانشمندان در دانشگاه تگزاس متوجه شده اند که برخی از مردم ممکن است به گرفتن آفتاب برای برنزه شدن "معتاد" باشند.
اين تحقيقات که نتايج آن در مجله "آرشيوهای پوست شناسی" (Archives of Dermatology) چاپ شده است حاکی است که عادت به گرفتن حمام آفتاب در 53 درصد از کسانی که منظما کنار دريا می روند ممکن است در حد وابستگی باشد.
متخصصان سرطان پوست می گويند اين مطالعه از اين نظر جالب است که رفتار کسانی را که عليرغم آگاهی از خطرات گرفتن آفتاب، در آن زياده روی می کنند توضيح می دهد.
با اين حال يک دانشمند متخصص اعتياد گفت که محتمل تر است اين يک نوع "افراط کاری" باشد نه اعتياد.
'آگاه از خطرات'
دانشمندان در دانشکده پزشکی دانشگاه تگزاس در گالوستون برای ارزيابی اينکه آيا افراد مورد مطالعه به گرفتن حمام آفتاب اعتياد دارند يا نه، از ملاک های شناخته شده برای ارزيابی اعتياد به الکل و مواد مخدر استفاده کردند.
آنها از 145 نفر که عادت دارند به طور مرتب لب دريا بروند، عادات آنها در گرفتن حمام آفتاب را جويا شدند.
براساس پرسشنامه ای که بر يک آزمون شناخته شده بين المللی در ارزيابی اعتياد به الکل استوار است، 26 درصد از افراد مورد مطالعه به عنوان کسانی که عادت آنها در گرفتن حمام آفتاب در حد "وابستگی" است طبقه بندی شدند.
اما وقتی پرسشنامه ديگری از "کتاب راهنمای تشخيص و آمار اختلالات مغزی" از انجمن روانپزشکی آمريکا مورد استفاده قرار گرفت، 53 درصد از آنها "وابسته" به گرفتن آفتاب تشخيص داده شدند.
پروفسور ريچارد وگنر، که اين مطالعه تحت نظر او انجام شد، گفت: "جالب است که با دستکاری خفيف ابزارهايی که برای شناسايی اختلالات مربوط به مواد اعتيادآور به کار می رود، عملا می توانيم شباهتی عينی ميان عادت به گرفتن آفتاب و آن اختلالات پيدا کنيم."
"متخصصين پوست اغلب از افرادی که 'به آفتاب اعتياد دارند' حرف می زنند - کسانی که می دانند برايشان خوب نيست هميشه برنزه باشند، اما به نظر می رسد قادر نباشند از گرفتن آفتاب خودداری کنند."
براساس آمارها سالانه تقريبا دو هزار نفر در بريتانيا در اثر ابتلا به سرطان پوست جان می بازند.
مطالعات قبلی نشان داده بود که بسياری از کسانی که به طور منظم خود را در معرض اشعه ماورای بنفش خورشيد قرار می دهند تا برنزه شوند، آگاهند که با اين کار خطر ابتلا به سرطان پوست را افزايش می دهند.
کالين دراموند، استاد روانشناسی اعتياد در دانشکده پزشکی بيمارستان سن جورج در لندن گفت: "اين موضوع که هر عادتی در جهان را اعتياد بناميم برايم نگران کننده است. اين تمايل وجود دارد که رفتارهای افراطی را به اعتياد تعبير کنيم."
وی گفت اعتياد به اين معنی است که يک نوع ساز و کار شيميايی خاصی در مغز روی می دهد که رفتار فرد را تعيين می کند.
وجود چنين ساز و کارهايی در مورد کسانی که زياد آفتاب می گيرند ثابت نشده است، بنابراين نمی توان آن را اعتياد ناميد.
وی گفت مردم خود را برنزه می کنند چون می خواهند همرنگ جمع شوند، نه اينکه به آن اعتياد داشته باشند.
اين تحقيقات که نتايج آن در مجله "آرشيوهای پوست شناسی" (Archives of Dermatology) چاپ شده است حاکی است که عادت به گرفتن حمام آفتاب در 53 درصد از کسانی که منظما کنار دريا می روند ممکن است در حد وابستگی باشد.
متخصصان سرطان پوست می گويند اين مطالعه از اين نظر جالب است که رفتار کسانی را که عليرغم آگاهی از خطرات گرفتن آفتاب، در آن زياده روی می کنند توضيح می دهد.
با اين حال يک دانشمند متخصص اعتياد گفت که محتمل تر است اين يک نوع "افراط کاری" باشد نه اعتياد.
'آگاه از خطرات'
دانشمندان در دانشکده پزشکی دانشگاه تگزاس در گالوستون برای ارزيابی اينکه آيا افراد مورد مطالعه به گرفتن حمام آفتاب اعتياد دارند يا نه، از ملاک های شناخته شده برای ارزيابی اعتياد به الکل و مواد مخدر استفاده کردند.
آنها از 145 نفر که عادت دارند به طور مرتب لب دريا بروند، عادات آنها در گرفتن حمام آفتاب را جويا شدند.
براساس پرسشنامه ای که بر يک آزمون شناخته شده بين المللی در ارزيابی اعتياد به الکل استوار است، 26 درصد از افراد مورد مطالعه به عنوان کسانی که عادت آنها در گرفتن حمام آفتاب در حد "وابستگی" است طبقه بندی شدند.
اما وقتی پرسشنامه ديگری از "کتاب راهنمای تشخيص و آمار اختلالات مغزی" از انجمن روانپزشکی آمريکا مورد استفاده قرار گرفت، 53 درصد از آنها "وابسته" به گرفتن آفتاب تشخيص داده شدند.
پروفسور ريچارد وگنر، که اين مطالعه تحت نظر او انجام شد، گفت: "جالب است که با دستکاری خفيف ابزارهايی که برای شناسايی اختلالات مربوط به مواد اعتيادآور به کار می رود، عملا می توانيم شباهتی عينی ميان عادت به گرفتن آفتاب و آن اختلالات پيدا کنيم."
"متخصصين پوست اغلب از افرادی که 'به آفتاب اعتياد دارند' حرف می زنند - کسانی که می دانند برايشان خوب نيست هميشه برنزه باشند، اما به نظر می رسد قادر نباشند از گرفتن آفتاب خودداری کنند."
براساس آمارها سالانه تقريبا دو هزار نفر در بريتانيا در اثر ابتلا به سرطان پوست جان می بازند.
مطالعات قبلی نشان داده بود که بسياری از کسانی که به طور منظم خود را در معرض اشعه ماورای بنفش خورشيد قرار می دهند تا برنزه شوند، آگاهند که با اين کار خطر ابتلا به سرطان پوست را افزايش می دهند.
کالين دراموند، استاد روانشناسی اعتياد در دانشکده پزشکی بيمارستان سن جورج در لندن گفت: "اين موضوع که هر عادتی در جهان را اعتياد بناميم برايم نگران کننده است. اين تمايل وجود دارد که رفتارهای افراطی را به اعتياد تعبير کنيم."
وی گفت اعتياد به اين معنی است که يک نوع ساز و کار شيميايی خاصی در مغز روی می دهد که رفتار فرد را تعيين می کند.
وجود چنين ساز و کارهايی در مورد کسانی که زياد آفتاب می گيرند ثابت نشده است، بنابراين نمی توان آن را اعتياد ناميد.
وی گفت مردم خود را برنزه می کنند چون می خواهند همرنگ جمع شوند، نه اينکه به آن اعتياد داشته باشند.
Thursday, August 11, 2005
Monday, August 01, 2005
سرطان پستان چيست؟
آناهيتا بنيسی
کارشناس علوم پزشکی
پستان مجموعه ای از غدد شيری Lobules، کانالهای هدايت کننده شير Ducts به سر پستان و مقدار زيادی چربی است.
سرطان پستان بيماری ای است که در آن سلولهای بدخيم از بافت پستان منشاء می گيرند و به طور نامنظم و فزاينده ای تکثير می يابند و بدون اينکه موجب عکس العمل تدافعی و تهاجمی در سيستم ايمنی بدن شوند، به طريقی از سيستم ايمنی و دفاعی بدن عبور می کنند.
با توجه به ساختار غده پستان عمده ترين انواع اين بيماری به دو دسته تقسيم میشوند: کارسنوم لوبول Lobular Carcinoma و کارسنوم مجرايی Ductal Carcinoma.
علائم هشدار دهنده سرطان پستان
تورم و وجود توده سخت و غيرحساس با حدود نامشخص در پستان.
تغييرات نوک پستان شامل خشکی و اگزمای سر پستان که تداوم پيدا کرده و بهبود نيابد
فرورفتگی نوک پستان
انحراف و تغيير در سر پستان
ترشحات سر پستان بويژه ترشحات خونی
تغييرات در شکل و انحنای طبيعی و تقارن پستان
تورم گره های لنفاوی زير بغل
سابقه قبلی سرطان در يک پستان
سببشناسی: سرطان زايی پستان
سرطان پستان شايع ترين نوع سرطان در ميان زنان است. اما سرطان پستان تنها مختص زنان نبوده بلکه مردان نيز در خطر ابتلا به آن هستند. تحقيقات آماری و بالينی روند بدخيمی بيماری سرطان پستان را به عوامل زير مرتبط می دانند:
عوامل ژنتيکی: سابقه ارثی سرطان عامل مهمی در ابتلا به سرطان پستان است. وجود سابقه سرطان پستان بين اعضای نزديک خانواده از جمله مادر، خواهر، دختر، پدر و برادر احتمال ابتلا به سرطان پستان را افزايش میدهد.
جلوگيری از سرطان پستان به طريق عمل جراحی (ماستکتومی) و برداشتن و تخليه دو پستان اقدامی پيشگيرانه جدی برای زمانی که بروز سرطان پستان در شخص بيش از %۵۰ باشد توصيه می شود. اما از آنجا که نمیتوان بافت پستان را به طور صددرصد برداشت احتمال عود سرطان در شخص هنوز باقی است.
سن ـ سرطان پستان رابطه مستقيم با افزايش سن دارد. سرطان پستان در سنين بلوغ و زير ۲۰ سال بسيار نادر و در سنين ۴۰ تا ۵۵ سالگی احتمال ابتلا به آن روندی يکنواخت دارد. زنان بالای ۵۵ سال بيشتر در معرض خطر ابتلاء به سرطان پستان هستند و بايد بيشتر متوجه علائم هشدار دهنده اين بيماری باشند
تغذيه و شيوه زندگی - رژيم غذايی دارای اثرات بالقوه ای در پيشگيری و يا پيشتازی ايجاد سرطان پستان به شمار می رود. مطالعات و تحقيقات علمی ثابت کرده اند که استفاده از سبزيجات تازه و فعاليت جسمانی عامل محافظتی در مقابل سرطان پستان تلقی می شوند در حالی که مقادير زياد چربی حيوانی، مصرف زياد الکل و دخانيات عامل مستعد کننده و پيشتاز در ايجاد سرطان پستان شناخته شده است
مواد شيميايی - تماس با مواد شيميايی سرطانزا در محيط مانند پرتونگارها و راديوم از عوامل موثر در ابتلا به سرطان پستان است
عوامل هورمونی: افزايش ميزان ترشح هورمونهای استروئيدی مانند استروژن در خون اغلب موجب تسريع روند بدخيمی سرطان پستان می شود. از ديگر عوامل موثر در ابتلا به سرطان پستان می توان به اين موارد اشاره کرد:
اولين زايمان در سنين بالای ۳۰ سال
بلوغ زودرس
يائستگی ديررس
تشعشع زياد اشعه به قفسه سينه
ابتلا به برخی از بيماريهای خوشخيم پستان
چاقی مفرط
الگوهای غربالگری سرطان پستان
کشف و معالجه سرطان پستان در مراحل اوليه احتمال بهبودی و درمان بيمار را افزايش میدهد. هدف از الگوهای تشخيص کشف سلولهای سرطانی در مرحلهای است که هنوز گسترش نيافته اند و متاستاز در آنها صورت نگرفته است. از اين رو، برای تشخيص و کشف توده سرطانی در مراحل اوليه نياز به اجرای الگوهای غربالگری است که عبارتند از :
۱- خودآزمايی- فراگيری چگونگی معاينه مرتب و منظم پستانها توسط خود شخص بهترين روش برای آگاهی و کشف هرگونه تغيير در پستان است. مناسبترين زمان خودآزمايی ۵ تا ۶ روز بعد از پايان عادت ماهانه برای زنان در سنين باروری است. زنانی که يائسه شده اند، بايد يک روز معين در هر ماه را برای اين معاينه انتخاب کنند.
هنگام معاينه ابتدا جلوی آينه ايستاده و در آينه با نور کافی به پستانها به ويژه نوک آنها نگاه کرده و وجود و پيدايش هر تغييری در پوست و نوک پستان را ملاحظه کنيد. سپس در حالت ايستاده دستهای خود را پائين آورده و شکل ظاهری پستان را نگاه کنيد. سپس دستهای خود را بالای سر برده و به دقت هرگونه تغيير در پستان را مورد توجه قرار دهيد. سپس به پشت دراز کشيده و يک دست را زير سر خود گذاشته و با دست ديگر به آرامی پستان را با حرکات دورانی لمس کنيد. بعد از معاينه پستانها زير بغل خود را لمس کنيد. زيربغل محل رشد غدد لنفاوی است و وجود توده و يا بزرگ شدن غدد لنفاوی در اين ناحيه بسيار مهم است و بايد به پزشک مراجعه کرد.
2- معاينه توسط پزشک: معاينات بدنی توسط پزشک شامل بررسی صدای قلب و ريه، غده های لنفاوی در ناحيه گردن و زير بغل، معاينه پستان و شکم است.
ماموگرافی
۳- ماموگرافی: يا عکسبرداری با اشعه ايکس از پستانها که معمولا در زنان بالای ۴۰ سال تجويز میشود. ماموگرافی احتمال پی بردن به وجود سرطان را بالا می برد. در اين روش برای تشخيص محل توده در پستان با تاباندن اشعه x از بالا به پايين يک نما و با تاباندن اشعه از يک پهلو به پهلوی ديگر دومين نما حاصل می شود. بررسی ماموگرام (تصوير حاصل از ماموگرافی) اطلاعات نسبتاً دقيقی در مورد اندازه توده و قطر و نواحی منظم و غير منظم توده را به دست می دهد.
۴- سونوگرافی: در زنان زير ۴۰ سال به علت ساختار پستانها، سونوگرافی روش بررسی دقيق تری است. در اين شيوه از امواج صوتی جهت بررسی ساختار توده در پستان استفاده می شود.
۵- ام آر ای (MRI)
۶-اسکن استخوان Bone Scan - تصويربرداری از استخوان به وسيله يک ماده راديواکتيو روشی بسيار ارزشمند است که در تشخيص انتشار سرطان به استخوان، موثر بودن درمان سرطان و روند التيامی نواحی درگير در استخوان به کار می رود.
۷ - نمونه برداری يا بيوپسی (biopsy): يکی ديگر از الگوهای مهم تشخيص است که اطلاعات دقيقتری را از وضعيت خوشخيم و يا بدخيم بودن توده به دست می دهد. روشهای متفاوت بيوپسی عبارتند از:
نمونهبرداری با سوزن (needle aspiration): در اين روش توده را بين دو انگشت نگهداشته و با يک سوزن ظريف مقداری از بافت با سرنگ کشيده شده و تحت بررسی پاتولوژی قرار می گيرد.
نمونهبرداری هستهای (Cone biopsy): در اين نوع نمونه برداری، بافت تحت بيهوشی موضعی قرار می گيرد و بخشی از پوست را برش داده شده و با يک سوزن ضخيم قسمتی از بافت برداشته شده و مورد بررسی پاتولوژی قرار می گيرد.
نمونهبرداری باز (جراحی). در اين روش، بيهوشی عمومی لازم است. جراحی می تواند به دو روش انجام گيرد: ۱- برداشتن تمامی توده و مقداری از بافت پيرامون آن ۲- نمونهبرداری برشی: در اين روش به علت بزرگی توده و چسبيده بودن آن به پوست يا قفسه سينه قسمتی از توده برداشته شده و مورد مطالعات پاتولژی قرار می گيرد.
۸- آزمايش خون- تومورهای سرطانی آنتی ژنهای مشخصی را توليد می کنند که ممکن است از طريق آزمايش خون کشف شوند. تشخيص سرطان پستان با اندازه گيری آنتی ژن کارسينو امبريونيک (CEA Carcinoembryonic Antigen) از آزمايش های غربالگر اين بيماری است. افزايش ميزان اين آنتی ژن مبين نشانه های سرطان پستان است و کاهش ميزان اين آنتی ژن در حين درمان نشانه مهار کردن رشد سرطانی سلول و بهبودی بيمار است.
الگوهای درمان سرطان پستان
فرايند درمان سرطان برای هر شخص معين با شرايط بيماری وی میباشد. از نمونه الگوهای درمانی اگر دامنه سرطان پستان و غدههای لنفاوی به زير بغل محدود باشدعبارتند از:
۱- جراحی: مرحله اول معالجه جراحی و برداشتن توده به طريق لامپکتومی (lumpectomy) و يا برداشتن و تخليه پستان (mastectomy) ماستکتومی است و سپس شيوههای مانند اشعه درمانی و شيمی درمانی و هورمون درمانی و يا ترکيبی از اين روشها انتخاب میشود. در مورادی که سرطان پيشرفته بوده و به ساير نقاط بدن گسترش پيدا کرده باشد معالجات توسط اشعه و شيمی درانی تجويز میشود. عوارض جانبی جراحیـ قرمزی، التهاب، کشيدگی پوست سينه و سفتی پستان میباشد.
۲-راديوتراپی (اشعه درمانی)ـ روشی است که طی آن از اشعه با انرژی زياد استفاده می شود و با آسيب رساندن به سلولهای زنده منجر به مرگ آنها میشوند.عوارض جانبی راديوتراپی خستگی شديد،افسردگی، تهوع، استفراغ، بی اشتهايی و آسيبهای عروقی و تنفسی می تواند از ديگر عوارض جانبی راديو تراپی باشد. همچنين راديوتراپی ممکن است باعث سرکوب سيستم خونساز بدن و کاهش گلبولهای سفيد و ضعف سيستم ايمنی بدن و نهايتا بروز عفونت شود.
۳- شيمی درمانیـ شيمی درمانی جهت پيشگيری از عود بيماری و مواردی که سرطان در بدن پخش شده تجويز می شود. استفاده از داروهای شيميايی منجر به انهدام سلولهای سرطانی می شود. عوارض جانبی شيمی درمانی عبارتند از: حالت تهوع و استفراغ، ريزش موی سر و ابرو، کاهش گلبولهای سفيد خون، ضعف سيستم ايمنی و دفاعی بدن، عفونت، احساس درد، خشکی دهان و پوکی استخوان، کمخونی، کاهش تعداد گلبولهای قرمز خون که ممکن است سبب خستگی، سرگيجه و احساس سرما در بيمار شود. اسهال و يبوست، سفتی و خشکی مفاصل از ديگر عوارض جانبی شيمی درمانی است.
۴- هورمون درمانیـ اين روش برای پيشگيری از عود سرطان کاربرد دارد و هدف از آن، کاهش هورمونهای جنسی زنانه (استروژن و پروژسترون) است. برداشتن تخمدانها و يا از کار انداختن آن با اشعه از روش های اين نوع درمان است.
هورمون درمانی در پيشگيری از عود سرطان کاربرد دارد
استفاده از داروهای ضد استروژن مانند تاموکسی فن (Tamoxifen) نيز يکی ديگر از اين روش ها است. حساسيت غده به استروژن با بررسی و آزمايش پاتولوژيکی روی تودة سرطان بيمار پس از نمونهبرداری مشخص و درجهبندی میشود. اين درجه حساسيت با اعداد ۱- ۲ و ۳ تقسيمبندی میشود به طوری که صفر برابر عدم حساسيت به استروژن و ۳ حساسيت شديد محسوب میشود.
گر گرفتگی، افزايش ترشحات واژن، افزايش وزن، خشکی پوست، ضعف و خستگی، سردرد و افسردگی، سرگيجه، و ايجاد لخته خون در وريد از عوارض جانبی تاموکسی فن است.
درمان سرطان پستان در زمان حاملگی نيز امکانپذير است اما اين امر رابطه مستقيم با درجه پيشرفت سرطان، نوع درمان مورد نياز و سن جنين دارد. برداشتن و تخليه پستان و غدههای لنفاوی در زمان حاملگی امکانپذير است و لزومی به قطع حاملگی نيست. اما در چنين مواردی درمانهای ثانويه مانند اشعه درمانی و شيمی درمانی به دليل عوارض سوء آنها در جنين به کار گرفته نمی شود. اگر سرطان قابليت پيشرفت داشته باشد، با تعيين سن جنين ممکن است اقدام به دنيا آوردن زودرس جنين شود.
زنانی که در سنين بارداری هستند، ممکن است بعد از شيمی درمانی عادت ماهيانه آنها قطع شده و دچار يائسگی زودرس شوند (و يا در بعضی مواقع عادت ماهانه بعد از ۱۲-۶ ماه برمی گردد. در برخی از موارد بيمار ممکن است دچار خونريزی ادامه دار شود و عادت ماهيانه او قطع نشود. بيماران مبتلا به سرطان پستان نبايد از قرصهای ضدحاملگی که موجب ترشح هورمونهای هورمونهای جنسی زنانه می شود استفاده کنند و حاملگی تا پس از ۶ ماه بعد از اتمام درمان توصيه نمیشود.
موفقيتهای تشخيص و درمان سريعتر بيماران مبتلا به سرطان پستان، تکامل روشهای جديد تشخيصی و درمانی مانند شيمی درمانی و هورمون درمانی و الگوهای غربالگری سرطان پستان توانسته مرگ و مير ناشی از اين بيماری را کاهش دهد.
کارشناس علوم پزشکی
پستان مجموعه ای از غدد شيری Lobules، کانالهای هدايت کننده شير Ducts به سر پستان و مقدار زيادی چربی است.
سرطان پستان بيماری ای است که در آن سلولهای بدخيم از بافت پستان منشاء می گيرند و به طور نامنظم و فزاينده ای تکثير می يابند و بدون اينکه موجب عکس العمل تدافعی و تهاجمی در سيستم ايمنی بدن شوند، به طريقی از سيستم ايمنی و دفاعی بدن عبور می کنند.
با توجه به ساختار غده پستان عمده ترين انواع اين بيماری به دو دسته تقسيم میشوند: کارسنوم لوبول Lobular Carcinoma و کارسنوم مجرايی Ductal Carcinoma.
علائم هشدار دهنده سرطان پستان
تورم و وجود توده سخت و غيرحساس با حدود نامشخص در پستان.
تغييرات نوک پستان شامل خشکی و اگزمای سر پستان که تداوم پيدا کرده و بهبود نيابد
فرورفتگی نوک پستان
انحراف و تغيير در سر پستان
ترشحات سر پستان بويژه ترشحات خونی
تغييرات در شکل و انحنای طبيعی و تقارن پستان
تورم گره های لنفاوی زير بغل
سابقه قبلی سرطان در يک پستان
سببشناسی: سرطان زايی پستان
سرطان پستان شايع ترين نوع سرطان در ميان زنان است. اما سرطان پستان تنها مختص زنان نبوده بلکه مردان نيز در خطر ابتلا به آن هستند. تحقيقات آماری و بالينی روند بدخيمی بيماری سرطان پستان را به عوامل زير مرتبط می دانند:
عوامل ژنتيکی: سابقه ارثی سرطان عامل مهمی در ابتلا به سرطان پستان است. وجود سابقه سرطان پستان بين اعضای نزديک خانواده از جمله مادر، خواهر، دختر، پدر و برادر احتمال ابتلا به سرطان پستان را افزايش میدهد.
جلوگيری از سرطان پستان به طريق عمل جراحی (ماستکتومی) و برداشتن و تخليه دو پستان اقدامی پيشگيرانه جدی برای زمانی که بروز سرطان پستان در شخص بيش از %۵۰ باشد توصيه می شود. اما از آنجا که نمیتوان بافت پستان را به طور صددرصد برداشت احتمال عود سرطان در شخص هنوز باقی است.
سن ـ سرطان پستان رابطه مستقيم با افزايش سن دارد. سرطان پستان در سنين بلوغ و زير ۲۰ سال بسيار نادر و در سنين ۴۰ تا ۵۵ سالگی احتمال ابتلا به آن روندی يکنواخت دارد. زنان بالای ۵۵ سال بيشتر در معرض خطر ابتلاء به سرطان پستان هستند و بايد بيشتر متوجه علائم هشدار دهنده اين بيماری باشند
تغذيه و شيوه زندگی - رژيم غذايی دارای اثرات بالقوه ای در پيشگيری و يا پيشتازی ايجاد سرطان پستان به شمار می رود. مطالعات و تحقيقات علمی ثابت کرده اند که استفاده از سبزيجات تازه و فعاليت جسمانی عامل محافظتی در مقابل سرطان پستان تلقی می شوند در حالی که مقادير زياد چربی حيوانی، مصرف زياد الکل و دخانيات عامل مستعد کننده و پيشتاز در ايجاد سرطان پستان شناخته شده است
مواد شيميايی - تماس با مواد شيميايی سرطانزا در محيط مانند پرتونگارها و راديوم از عوامل موثر در ابتلا به سرطان پستان است
عوامل هورمونی: افزايش ميزان ترشح هورمونهای استروئيدی مانند استروژن در خون اغلب موجب تسريع روند بدخيمی سرطان پستان می شود. از ديگر عوامل موثر در ابتلا به سرطان پستان می توان به اين موارد اشاره کرد:
اولين زايمان در سنين بالای ۳۰ سال
بلوغ زودرس
يائستگی ديررس
تشعشع زياد اشعه به قفسه سينه
ابتلا به برخی از بيماريهای خوشخيم پستان
چاقی مفرط
الگوهای غربالگری سرطان پستان
کشف و معالجه سرطان پستان در مراحل اوليه احتمال بهبودی و درمان بيمار را افزايش میدهد. هدف از الگوهای تشخيص کشف سلولهای سرطانی در مرحلهای است که هنوز گسترش نيافته اند و متاستاز در آنها صورت نگرفته است. از اين رو، برای تشخيص و کشف توده سرطانی در مراحل اوليه نياز به اجرای الگوهای غربالگری است که عبارتند از :
۱- خودآزمايی- فراگيری چگونگی معاينه مرتب و منظم پستانها توسط خود شخص بهترين روش برای آگاهی و کشف هرگونه تغيير در پستان است. مناسبترين زمان خودآزمايی ۵ تا ۶ روز بعد از پايان عادت ماهانه برای زنان در سنين باروری است. زنانی که يائسه شده اند، بايد يک روز معين در هر ماه را برای اين معاينه انتخاب کنند.
هنگام معاينه ابتدا جلوی آينه ايستاده و در آينه با نور کافی به پستانها به ويژه نوک آنها نگاه کرده و وجود و پيدايش هر تغييری در پوست و نوک پستان را ملاحظه کنيد. سپس در حالت ايستاده دستهای خود را پائين آورده و شکل ظاهری پستان را نگاه کنيد. سپس دستهای خود را بالای سر برده و به دقت هرگونه تغيير در پستان را مورد توجه قرار دهيد. سپس به پشت دراز کشيده و يک دست را زير سر خود گذاشته و با دست ديگر به آرامی پستان را با حرکات دورانی لمس کنيد. بعد از معاينه پستانها زير بغل خود را لمس کنيد. زيربغل محل رشد غدد لنفاوی است و وجود توده و يا بزرگ شدن غدد لنفاوی در اين ناحيه بسيار مهم است و بايد به پزشک مراجعه کرد.
2- معاينه توسط پزشک: معاينات بدنی توسط پزشک شامل بررسی صدای قلب و ريه، غده های لنفاوی در ناحيه گردن و زير بغل، معاينه پستان و شکم است.
ماموگرافی
۳- ماموگرافی: يا عکسبرداری با اشعه ايکس از پستانها که معمولا در زنان بالای ۴۰ سال تجويز میشود. ماموگرافی احتمال پی بردن به وجود سرطان را بالا می برد. در اين روش برای تشخيص محل توده در پستان با تاباندن اشعه x از بالا به پايين يک نما و با تاباندن اشعه از يک پهلو به پهلوی ديگر دومين نما حاصل می شود. بررسی ماموگرام (تصوير حاصل از ماموگرافی) اطلاعات نسبتاً دقيقی در مورد اندازه توده و قطر و نواحی منظم و غير منظم توده را به دست می دهد.
۴- سونوگرافی: در زنان زير ۴۰ سال به علت ساختار پستانها، سونوگرافی روش بررسی دقيق تری است. در اين شيوه از امواج صوتی جهت بررسی ساختار توده در پستان استفاده می شود.
۵- ام آر ای (MRI)
۶-اسکن استخوان Bone Scan - تصويربرداری از استخوان به وسيله يک ماده راديواکتيو روشی بسيار ارزشمند است که در تشخيص انتشار سرطان به استخوان، موثر بودن درمان سرطان و روند التيامی نواحی درگير در استخوان به کار می رود.
۷ - نمونه برداری يا بيوپسی (biopsy): يکی ديگر از الگوهای مهم تشخيص است که اطلاعات دقيقتری را از وضعيت خوشخيم و يا بدخيم بودن توده به دست می دهد. روشهای متفاوت بيوپسی عبارتند از:
نمونهبرداری با سوزن (needle aspiration): در اين روش توده را بين دو انگشت نگهداشته و با يک سوزن ظريف مقداری از بافت با سرنگ کشيده شده و تحت بررسی پاتولوژی قرار می گيرد.
نمونهبرداری هستهای (Cone biopsy): در اين نوع نمونه برداری، بافت تحت بيهوشی موضعی قرار می گيرد و بخشی از پوست را برش داده شده و با يک سوزن ضخيم قسمتی از بافت برداشته شده و مورد بررسی پاتولوژی قرار می گيرد.
نمونهبرداری باز (جراحی). در اين روش، بيهوشی عمومی لازم است. جراحی می تواند به دو روش انجام گيرد: ۱- برداشتن تمامی توده و مقداری از بافت پيرامون آن ۲- نمونهبرداری برشی: در اين روش به علت بزرگی توده و چسبيده بودن آن به پوست يا قفسه سينه قسمتی از توده برداشته شده و مورد مطالعات پاتولژی قرار می گيرد.
۸- آزمايش خون- تومورهای سرطانی آنتی ژنهای مشخصی را توليد می کنند که ممکن است از طريق آزمايش خون کشف شوند. تشخيص سرطان پستان با اندازه گيری آنتی ژن کارسينو امبريونيک (CEA Carcinoembryonic Antigen) از آزمايش های غربالگر اين بيماری است. افزايش ميزان اين آنتی ژن مبين نشانه های سرطان پستان است و کاهش ميزان اين آنتی ژن در حين درمان نشانه مهار کردن رشد سرطانی سلول و بهبودی بيمار است.
الگوهای درمان سرطان پستان
فرايند درمان سرطان برای هر شخص معين با شرايط بيماری وی میباشد. از نمونه الگوهای درمانی اگر دامنه سرطان پستان و غدههای لنفاوی به زير بغل محدود باشدعبارتند از:
۱- جراحی: مرحله اول معالجه جراحی و برداشتن توده به طريق لامپکتومی (lumpectomy) و يا برداشتن و تخليه پستان (mastectomy) ماستکتومی است و سپس شيوههای مانند اشعه درمانی و شيمی درمانی و هورمون درمانی و يا ترکيبی از اين روشها انتخاب میشود. در مورادی که سرطان پيشرفته بوده و به ساير نقاط بدن گسترش پيدا کرده باشد معالجات توسط اشعه و شيمی درانی تجويز میشود. عوارض جانبی جراحیـ قرمزی، التهاب، کشيدگی پوست سينه و سفتی پستان میباشد.
۲-راديوتراپی (اشعه درمانی)ـ روشی است که طی آن از اشعه با انرژی زياد استفاده می شود و با آسيب رساندن به سلولهای زنده منجر به مرگ آنها میشوند.عوارض جانبی راديوتراپی خستگی شديد،افسردگی، تهوع، استفراغ، بی اشتهايی و آسيبهای عروقی و تنفسی می تواند از ديگر عوارض جانبی راديو تراپی باشد. همچنين راديوتراپی ممکن است باعث سرکوب سيستم خونساز بدن و کاهش گلبولهای سفيد و ضعف سيستم ايمنی بدن و نهايتا بروز عفونت شود.
۳- شيمی درمانیـ شيمی درمانی جهت پيشگيری از عود بيماری و مواردی که سرطان در بدن پخش شده تجويز می شود. استفاده از داروهای شيميايی منجر به انهدام سلولهای سرطانی می شود. عوارض جانبی شيمی درمانی عبارتند از: حالت تهوع و استفراغ، ريزش موی سر و ابرو، کاهش گلبولهای سفيد خون، ضعف سيستم ايمنی و دفاعی بدن، عفونت، احساس درد، خشکی دهان و پوکی استخوان، کمخونی، کاهش تعداد گلبولهای قرمز خون که ممکن است سبب خستگی، سرگيجه و احساس سرما در بيمار شود. اسهال و يبوست، سفتی و خشکی مفاصل از ديگر عوارض جانبی شيمی درمانی است.
۴- هورمون درمانیـ اين روش برای پيشگيری از عود سرطان کاربرد دارد و هدف از آن، کاهش هورمونهای جنسی زنانه (استروژن و پروژسترون) است. برداشتن تخمدانها و يا از کار انداختن آن با اشعه از روش های اين نوع درمان است.
هورمون درمانی در پيشگيری از عود سرطان کاربرد دارد
استفاده از داروهای ضد استروژن مانند تاموکسی فن (Tamoxifen) نيز يکی ديگر از اين روش ها است. حساسيت غده به استروژن با بررسی و آزمايش پاتولوژيکی روی تودة سرطان بيمار پس از نمونهبرداری مشخص و درجهبندی میشود. اين درجه حساسيت با اعداد ۱- ۲ و ۳ تقسيمبندی میشود به طوری که صفر برابر عدم حساسيت به استروژن و ۳ حساسيت شديد محسوب میشود.
گر گرفتگی، افزايش ترشحات واژن، افزايش وزن، خشکی پوست، ضعف و خستگی، سردرد و افسردگی، سرگيجه، و ايجاد لخته خون در وريد از عوارض جانبی تاموکسی فن است.
درمان سرطان پستان در زمان حاملگی نيز امکانپذير است اما اين امر رابطه مستقيم با درجه پيشرفت سرطان، نوع درمان مورد نياز و سن جنين دارد. برداشتن و تخليه پستان و غدههای لنفاوی در زمان حاملگی امکانپذير است و لزومی به قطع حاملگی نيست. اما در چنين مواردی درمانهای ثانويه مانند اشعه درمانی و شيمی درمانی به دليل عوارض سوء آنها در جنين به کار گرفته نمی شود. اگر سرطان قابليت پيشرفت داشته باشد، با تعيين سن جنين ممکن است اقدام به دنيا آوردن زودرس جنين شود.
زنانی که در سنين بارداری هستند، ممکن است بعد از شيمی درمانی عادت ماهيانه آنها قطع شده و دچار يائسگی زودرس شوند (و يا در بعضی مواقع عادت ماهانه بعد از ۱۲-۶ ماه برمی گردد. در برخی از موارد بيمار ممکن است دچار خونريزی ادامه دار شود و عادت ماهيانه او قطع نشود. بيماران مبتلا به سرطان پستان نبايد از قرصهای ضدحاملگی که موجب ترشح هورمونهای هورمونهای جنسی زنانه می شود استفاده کنند و حاملگی تا پس از ۶ ماه بعد از اتمام درمان توصيه نمیشود.
موفقيتهای تشخيص و درمان سريعتر بيماران مبتلا به سرطان پستان، تکامل روشهای جديد تشخيصی و درمانی مانند شيمی درمانی و هورمون درمانی و الگوهای غربالگری سرطان پستان توانسته مرگ و مير ناشی از اين بيماری را کاهش دهد.
Tuesday, July 19, 2005
منزلت اجتماعی بر طول عمر تاثير می گذارد؟
چرا بعضی از مردم بيشتر از بقيه عمر می کنند؟
آقای مارموت برای سه دهه سرگرم تحقيق درباره تفاوت ها در ميزان طول عمر مردم بوده است
در دهه 1960، او به مطالعه گروهی از کارمندان دولت در لندن پرداخت.
اين مطالعه دريافت که سلامت اين گروه ارتباط تناتنگی با رتبه اداری آنها دارد. در واقع، هرچه رتبه آنها بالاتر بود از سلامت بيشتری برخوردار بودند.
ساير مطالعات به وجود الگوهای مشابهی در ساير گروه های اجتماعی، از جمله در ميان دانشگاهيان و برندگان اسکار اشاره می کند.
برای مثال کسانی که دارای درجه دکترا هستند از کسانی که فوق ليسانس دارند بيشتر زندگی می کنند. عمر کسانی که فوق ليسانس دارند بيشتر از کسانی که ليسانس دارند و به همين ترتيب عمر کسانی که ليسانس دارند از کسانی که زود مدرسه را ترک کرده اند بيشتر است.
به همين شکل، هنرپيشه های برنده جايزه اسکار به طور متوسط سه سال بيش از کسانی که نامزد اسکار شده اما آن را نبرده اند زندگی می کنند.
سر مايکل مارموت معتقد است که همين روند در مورد کليه گروه های اجتماعی از سياستمداران گرفته تا کسانی که در فقر زندگی می کنند صادق است.
او بر اين باور است که سلامت و طول عمر ما تا حدودی زيادی از منزلت اجتماعی ما تاثير می پذيرد.
او می گويد: "شواهد در اين زمينه تکان دهنده است و نشان می دهد که موقعيت اجتماعی هرچه بالاتر باشد انسان سالم تر است. کسانی که در راس سلسله مراتب اجتماعی هستند بيشتر عمر خواهند کرد."
وی معتقد است که منزلت اجتماعی احتمالا حتی از رژيم غذايی و مراقبت های بهداشتی نيز مهم تر است.
وی گفت: "مردم معمولا فکر می کنند که مراقبت های پزشکی يا کشيدن سيگار يا رژيم غذايی است که طول عمر انسان را تعيين می کند."
"اين عناصر مهم است، اما شواهد نشان می دهد که اينها تنها بخشی از قضيه است."
آقای مارموت می گويد دو عامل بر موقعيت ما در سلسله مراتب اجتماعی تاثير می گذارد: چقدر بر زندگی خود تسلط داريم و چه نقشی در اجتماع بازی می کنيم.
شگفت اين که به نظر می رسد ميزان درآمد تاثير بسيار کمی بر طول عمر دارد.
سر مايکل گفت: "پول بيشتر برای انسان سلامتی بيشتر به ارمغان نمی آورد. پول تنها يک نشانگر است. درآمد به خودی خود مهم نيست."
سر مايکل می گويد اگر مردم کنترل بيشتری بر زندگی شان داشته باشند و اطمينان حاصل کنند که نقش خود را به طور کامل در اجتماع بازی می کنند، بر سلامتی و طول عمرشان افزوده خواهد شد.
آقای مارموت برای سه دهه سرگرم تحقيق درباره تفاوت ها در ميزان طول عمر مردم بوده است
در دهه 1960، او به مطالعه گروهی از کارمندان دولت در لندن پرداخت.
اين مطالعه دريافت که سلامت اين گروه ارتباط تناتنگی با رتبه اداری آنها دارد. در واقع، هرچه رتبه آنها بالاتر بود از سلامت بيشتری برخوردار بودند.
ساير مطالعات به وجود الگوهای مشابهی در ساير گروه های اجتماعی، از جمله در ميان دانشگاهيان و برندگان اسکار اشاره می کند.
برای مثال کسانی که دارای درجه دکترا هستند از کسانی که فوق ليسانس دارند بيشتر زندگی می کنند. عمر کسانی که فوق ليسانس دارند بيشتر از کسانی که ليسانس دارند و به همين ترتيب عمر کسانی که ليسانس دارند از کسانی که زود مدرسه را ترک کرده اند بيشتر است.
به همين شکل، هنرپيشه های برنده جايزه اسکار به طور متوسط سه سال بيش از کسانی که نامزد اسکار شده اما آن را نبرده اند زندگی می کنند.
سر مايکل مارموت معتقد است که همين روند در مورد کليه گروه های اجتماعی از سياستمداران گرفته تا کسانی که در فقر زندگی می کنند صادق است.
او بر اين باور است که سلامت و طول عمر ما تا حدودی زيادی از منزلت اجتماعی ما تاثير می پذيرد.
او می گويد: "شواهد در اين زمينه تکان دهنده است و نشان می دهد که موقعيت اجتماعی هرچه بالاتر باشد انسان سالم تر است. کسانی که در راس سلسله مراتب اجتماعی هستند بيشتر عمر خواهند کرد."
وی معتقد است که منزلت اجتماعی احتمالا حتی از رژيم غذايی و مراقبت های بهداشتی نيز مهم تر است.
وی گفت: "مردم معمولا فکر می کنند که مراقبت های پزشکی يا کشيدن سيگار يا رژيم غذايی است که طول عمر انسان را تعيين می کند."
"اين عناصر مهم است، اما شواهد نشان می دهد که اينها تنها بخشی از قضيه است."
آقای مارموت می گويد دو عامل بر موقعيت ما در سلسله مراتب اجتماعی تاثير می گذارد: چقدر بر زندگی خود تسلط داريم و چه نقشی در اجتماع بازی می کنيم.
شگفت اين که به نظر می رسد ميزان درآمد تاثير بسيار کمی بر طول عمر دارد.
سر مايکل گفت: "پول بيشتر برای انسان سلامتی بيشتر به ارمغان نمی آورد. پول تنها يک نشانگر است. درآمد به خودی خود مهم نيست."
سر مايکل می گويد اگر مردم کنترل بيشتری بر زندگی شان داشته باشند و اطمينان حاصل کنند که نقش خود را به طور کامل در اجتماع بازی می کنند، بر سلامتی و طول عمرشان افزوده خواهد شد.
زندگی سالم 'بر طول عمر می افزايد'
از قبل می دانستيم که نوشيدن کمی شراب و آماده کردن غذا با روغن زيتون ممکن است بر طول عمر ما بيافزايد.
اکنون کارشناسان می گويند که روی آوردن به چهار عادت ساده در زندگی می تواند خطر مرگ در سنين پيری را بيش از 50 درصد کاهش دهد.
پژوهشگران دانشگاه واگنينگن دريافتند که مصرف غذاهای سالم و مقداری الکل، ورزش کردن و نکشيدن سيگار خطر مرگ را 65 درصد کاهش می دهد.
يافته های آنها در نشريه "انجمن پزشکی آمريکا" منتشر شده است.
راز يک زندگی طولانی
پژوهشگران زندگی بيش از 1500 نفر از 11 کشور اروپايی را که 70 تا 90 سال داشتند طی يک دوره 10 ساله مطالعه کردند.
آنها تاثير فردی و جمعی اين چهار عامل را که در گذشته ثابت شده بود اثر مثبتی بر سلامتی دارد تحقيق کردند.
اين عوامل شامل رژيم غذايی مديترانه ای (که شامل مقدار زيادی ميوه، سبزيجات و ماهی و مقدار کمی گوشت قرمز و محصولات لبنی است)، فعاليت جسمانی (حدودا روزی 30 دقيقه)، مصرف متعادل الکل (تقريبا 4 گيلاس شراب يا معادل آن در هفته) و نکشيدن سيگار است.
هر يک از اين عوامل به تنهايی به کاهش خطر مرگ ارتباط داده شده اند.
تحرک جسمانی موثرترين عامل منفرد در حفاظت از جان است و خطر مرگ را 37 درصد کاهش می دهد. همچنين نکشيدن سيگار 35 درصد، رژيم غذايی مديترانه ای 23 درصد و مصرف متعادل الکل 22 درصد از خطر مرگ می کاهند.
براساس اين مطالعه زمانی که يک فرد سالخورده کليه اين عادات را دنبال کرد، خطر مرگ در وی طی دوره ای 10 ساله 65 درصد کاهش يافت.
در جريان مطالعات بعدی 935 نفر از افراد مورد مطالعه درگذشتند.
بيماری های قلب و عروق، مانند حمله قلبی و سکته، عامل مرگ 371 نفر از آنها، سرطان عامل مرگ 233 نفر از آنها و ساير علل، از جمله علل نامعلوم، عامل مرگ مابقی آنها بود.
عادات مديترانه ای
نويسندگان اين مقاله نوشتند: "يک رژيم مديترانه ای غنی از سبزيجات و ميوه ها همراه با نکشيدن سيگار، مصرف متعادل الکل و دست کم روزی نيم ساعت ورزش به کاهش چشمگير خطر مرگ حتی در سن پيری مرتبط است."
دکتر ماير استمپفر و اريک ريم از دانشکده بهداشت عمومی دانشگاه هاروارد در بوستون، آمريکا، گفتند که اکنون شواهد کافی برای آژانس های بهداشتی در سراسر برای عمل کردن طبق اين دستورات وجود دارد.
اکنون کارشناسان می گويند که روی آوردن به چهار عادت ساده در زندگی می تواند خطر مرگ در سنين پيری را بيش از 50 درصد کاهش دهد.
پژوهشگران دانشگاه واگنينگن دريافتند که مصرف غذاهای سالم و مقداری الکل، ورزش کردن و نکشيدن سيگار خطر مرگ را 65 درصد کاهش می دهد.
يافته های آنها در نشريه "انجمن پزشکی آمريکا" منتشر شده است.
راز يک زندگی طولانی
پژوهشگران زندگی بيش از 1500 نفر از 11 کشور اروپايی را که 70 تا 90 سال داشتند طی يک دوره 10 ساله مطالعه کردند.
آنها تاثير فردی و جمعی اين چهار عامل را که در گذشته ثابت شده بود اثر مثبتی بر سلامتی دارد تحقيق کردند.
اين عوامل شامل رژيم غذايی مديترانه ای (که شامل مقدار زيادی ميوه، سبزيجات و ماهی و مقدار کمی گوشت قرمز و محصولات لبنی است)، فعاليت جسمانی (حدودا روزی 30 دقيقه)، مصرف متعادل الکل (تقريبا 4 گيلاس شراب يا معادل آن در هفته) و نکشيدن سيگار است.
هر يک از اين عوامل به تنهايی به کاهش خطر مرگ ارتباط داده شده اند.
تحرک جسمانی موثرترين عامل منفرد در حفاظت از جان است و خطر مرگ را 37 درصد کاهش می دهد. همچنين نکشيدن سيگار 35 درصد، رژيم غذايی مديترانه ای 23 درصد و مصرف متعادل الکل 22 درصد از خطر مرگ می کاهند.
براساس اين مطالعه زمانی که يک فرد سالخورده کليه اين عادات را دنبال کرد، خطر مرگ در وی طی دوره ای 10 ساله 65 درصد کاهش يافت.
در جريان مطالعات بعدی 935 نفر از افراد مورد مطالعه درگذشتند.
بيماری های قلب و عروق، مانند حمله قلبی و سکته، عامل مرگ 371 نفر از آنها، سرطان عامل مرگ 233 نفر از آنها و ساير علل، از جمله علل نامعلوم، عامل مرگ مابقی آنها بود.
عادات مديترانه ای
نويسندگان اين مقاله نوشتند: "يک رژيم مديترانه ای غنی از سبزيجات و ميوه ها همراه با نکشيدن سيگار، مصرف متعادل الکل و دست کم روزی نيم ساعت ورزش به کاهش چشمگير خطر مرگ حتی در سن پيری مرتبط است."
دکتر ماير استمپفر و اريک ريم از دانشکده بهداشت عمومی دانشگاه هاروارد در بوستون، آمريکا، گفتند که اکنون شواهد کافی برای آژانس های بهداشتی در سراسر برای عمل کردن طبق اين دستورات وجود دارد.
روغن ماهی به بيماران سرطانی کمک می کند
تحقيقات تازه نشان داده است که مصرف قرص های مکمل روغن ماهی می تواند کيفيت زندگی برخی از بيماران سرطانی را به طور چشمگيری بهبود بخشد.
پژوهشگران بريتانيايی می گويند که روغن ماهی ممکن است بتواند از کاهش شديد آب و وزن بدن (cachexia)، که در برخی از انواع سرطان های پيشرفته رخ می دهد، جلوگيری کند.
کاهش آب و وزن بدن به دليل تاثير منفی که بر سوخت و ساز وهمچنين اشتها می گذارد، باعث بيماری های مضاعف در بدن بيمار سرطانی و سرعت مرگ او می شود.
محققان در مقاله ای، که در نشريه "گات" (Gut) به چاپ رسانده اند، می گويند قرص مکمل روغن ماهی ممکن است بتواند روند کاهش وزن را متوقف کند.
پروفسور کوين فيرون و همکارانش در بيمارستان سلطنتی ادينبورگ، 200 بيمار مبتلا به سرطان لوزالمعده را، که بيش از ساير بيماران از کاهش وزن و آب بدن متاثر بودند، مورد مطالعه قرار دادند.
بيماران به دو گروه تقسيم شدند.
از 105 نفر از آنها خواسته شد يک محلول غذايی مکمل، حاوی مقادير زيادی از پروتئين و کالری بنوشند.
در حالی که 95 بيمار گروه دوم همان رژيم غذايی را دنبال می کردند اما به آنها اسيد های چرب ضروری اومگا 3 و ويتامين های ای و سی هم داده شد.
اسيدهای چرب اومگا 3 در ماهی های روغنی مانند ماهی آزاد و شاه ماهی يافت می شود.
به هر دو گروه از بيماران گفته شد برای هشت هفته هر روز دو ليوان از اين مايع را بنوشند.
در مورد گروه دوم اين وعده روزانه شامل 2.2 گرم اومگا 3 بود.
پيش از آغاز تحقيقات، بيماران به طور متوسط 17 درصد از وزن بدن خود را از دست داده بودند و وزن آنها هر ماه سه کيلوگرم کاهش می يافت.
در پايان اين تحقيقات، روند کاهش وزن در کليه بيماران متوقف شده بود.
اين در حالی بوده است که همه بيماران طبق قراری که با آنها گذاشته شده بود دو ليوان مکمل غذايی را در روز مصرف نکرده بودند، بلکه به طور متوسط 1.5 ليوان از اين مکمل مصرف کرده بودند.
تحليل های بيشتر نشان داد بيمارانی که وعده روزانه را تقريبا به طور کامل نوشيده بودند بيش از ديگران وزن اضافه کردند.
با اين حال اين مساله تنها در مورد بيمارانی صادق بود که وعده روزانه آنها شامل اسيدهای چرب اومگا 3 می شد.
درحالی که طول عمر اين بيماران بيش از افراد گروه اول نبود اما کيفيت زندگی آنها بهتر شد.
دانشمندان اذعان کردند که به مطالعات مفصل تری در اين زمينه نياز است اما افزودند که يافته ها حاکی از آن است که در بيماران سرطانی از روغن ماهی می توان برای معالجه کاهش آب و وزن بدن استفاده کرد.
پژوهشگران بريتانيايی می گويند که روغن ماهی ممکن است بتواند از کاهش شديد آب و وزن بدن (cachexia)، که در برخی از انواع سرطان های پيشرفته رخ می دهد، جلوگيری کند.
کاهش آب و وزن بدن به دليل تاثير منفی که بر سوخت و ساز وهمچنين اشتها می گذارد، باعث بيماری های مضاعف در بدن بيمار سرطانی و سرعت مرگ او می شود.
محققان در مقاله ای، که در نشريه "گات" (Gut) به چاپ رسانده اند، می گويند قرص مکمل روغن ماهی ممکن است بتواند روند کاهش وزن را متوقف کند.
پروفسور کوين فيرون و همکارانش در بيمارستان سلطنتی ادينبورگ، 200 بيمار مبتلا به سرطان لوزالمعده را، که بيش از ساير بيماران از کاهش وزن و آب بدن متاثر بودند، مورد مطالعه قرار دادند.
بيماران به دو گروه تقسيم شدند.
از 105 نفر از آنها خواسته شد يک محلول غذايی مکمل، حاوی مقادير زيادی از پروتئين و کالری بنوشند.
در حالی که 95 بيمار گروه دوم همان رژيم غذايی را دنبال می کردند اما به آنها اسيد های چرب ضروری اومگا 3 و ويتامين های ای و سی هم داده شد.
اسيدهای چرب اومگا 3 در ماهی های روغنی مانند ماهی آزاد و شاه ماهی يافت می شود.
به هر دو گروه از بيماران گفته شد برای هشت هفته هر روز دو ليوان از اين مايع را بنوشند.
در مورد گروه دوم اين وعده روزانه شامل 2.2 گرم اومگا 3 بود.
پيش از آغاز تحقيقات، بيماران به طور متوسط 17 درصد از وزن بدن خود را از دست داده بودند و وزن آنها هر ماه سه کيلوگرم کاهش می يافت.
در پايان اين تحقيقات، روند کاهش وزن در کليه بيماران متوقف شده بود.
اين در حالی بوده است که همه بيماران طبق قراری که با آنها گذاشته شده بود دو ليوان مکمل غذايی را در روز مصرف نکرده بودند، بلکه به طور متوسط 1.5 ليوان از اين مکمل مصرف کرده بودند.
تحليل های بيشتر نشان داد بيمارانی که وعده روزانه را تقريبا به طور کامل نوشيده بودند بيش از ديگران وزن اضافه کردند.
با اين حال اين مساله تنها در مورد بيمارانی صادق بود که وعده روزانه آنها شامل اسيدهای چرب اومگا 3 می شد.
درحالی که طول عمر اين بيماران بيش از افراد گروه اول نبود اما کيفيت زندگی آنها بهتر شد.
دانشمندان اذعان کردند که به مطالعات مفصل تری در اين زمينه نياز است اما افزودند که يافته ها حاکی از آن است که در بيماران سرطانی از روغن ماهی می توان برای معالجه کاهش آب و وزن بدن استفاده کرد.
خوشبينی، بر طول عمر می افزايد
دانشمندان ثابت کرده اند که تفکر مثبت و خوشبينانه تاثير مستقيمی بر سلامت انسان و طول عمر او دارد.
آنها پی بردند کسانی که با خوشبينی و اعتماد به افزايش سن می نگرند، بيش از کسانی که دايما نگران هستند، عمر می کنند.
اين تحقيقات نشان می دهد کسانی که احساس بدی درباره پيری دارند، فرآيند کهولت را تسريع می کنند.
در مقابل، نگرش مثبت به افزايش سن، بر شمار سال های عمر می افزايد و تاثير آن حتی از نکشيدن سيگار يا ورزش به طور منظم نيز بيشتر است.
گروهی از روانشناسان آمريکايی پی بردند کسانی که به افزايش سن خوشبين هستند، به طور متوسط 7 سال و نيم بيش از کسانی که از گذر ساليان افسوس می خورند، زندگی می کنند.
آنها معتقدند که افکار منفی درباره فرآيند کهولت تاثير مستقيمی بر اراده انسان به ادامه زندگی دارد.
پژوهشگران، که توسط دکتر "بکالوی" از دانشگاه "ييل" در ايالت کانتيکات هدايت می شدند، گفتند که تاثير نگرش مثبت درباره بالا رفتن سن حتی از تاثير عوامل بهداشتی مانند فشار خون و کلسترول پايين، که تصور می شود هر کدام 4 سال بر طول عمر می افزايند، نيز بيشتر است.
همچنين گفته شد که تاثير اين عامل از عواملی مثل پايين نگاه داشتن وزن، نکشيدن سيگار و ورزش کردن نيز بيشتر است. تصور می شود هر کدام از اين عوامل يک تا سه سال بر طول عمر بيفزايد.
پژوهشگران، تحقيقات خود را بر 660 داوطلب بالای 50 سال انجام دادند.
ميزان مرگ و مير در ميان شرکت کنندگان با پاسخ آنها به سوالاتی که 23 سال قبل مطرح شده بود، مقايسه شد.
از داوطلبان سوال شد آيا با عبارتی مثل: "انسان با پير شدن، بی فايده تر می شود" موافق هستند يا مخالف.
به اعتقاد دکتر لوی و تيم او، تمايل به زندگی به تنهايی ارتباط ميان تفکر مثبت و طول عمر را تا حدودی توضيح می دهد. با اين حال آنها فکر می کنند اين تنها عامل نيست.
به گفته پژوهشگران، مردم ممکن است افکار منفی درباره کهولت را از جامعه گرفته باشند، درحالی که خود از آن بی خبرند.
آنها در گزارش تحقيقاتی خود نوشتند: "پژوهش ما متضمن دو پيام است. پيام بد اين که برداشت منفی انسان از خويش می تواند از طول عمر بکاهد. خبر خوش اين که تصور مثبت انسان از خودش می تواند بر طول عمر بيفزايد."
Monday, July 18, 2005
سرطان پروستات چيست؟
غده پروستات غده ای است که تنها در مردان يافت می شود. اين غده در زير مثانه قرار دارد و مايعی به داخل منی ترشح می کند.
سرطان پروستات نوعی بيماری است که در آن سلولهای بدخيم از بافتهای پروستات نشات می گيرد و به طور نامنظم و فزايندهای تکثير و منجر به افزايش حجم در هر يک از اجزای سلولی غده پروستات میشود.
سرطان پروستات دومين سرطان شايع بعد از سرطان ريه در ميان مردان است. اطلاعات آماری و علائم بالينی ميزان مرگ و مير ناشی از سرطان پروستات مبين سه طيف گسترده روند رشد اين بيماری است. سرطان پروستات میتواند دارای رشد آهسته بوده و زمانی طولانی تا بروز علائم بالينی آن داشته باشد. در مواردی ديگر تومور به سرعت رشد کرده و تهاجم تومور به بافتهای ديگر امکانپذير می شود. در چنين مواردی مدت فاصله زمانی بين شروع بيماری و گسترش دامنه آن بسيار کوتاه است. مابين اين دو طيف رشد، تومورهايی وجود دارند که سرعت روند رشد آنها در حد متوسطی است.
سرطان پروستات با نشانههای مرتبط با دفع ادرار و يا درد شکم تظاهر میکند. اين نشانهها با علائم بيماريهای رايجی مانند عفونت و هيتروفی (بزرگی) خوش خيم پروستات (Benign Prostatic Hyperplasia) مشترک است.
علائم هشدار دهنده سرطان پروستات عبارتند از:
ادرار کردن پی در پی يا سخت
جاری شدن ضعيف ادرار
عدم توانايی در ادرار
بی اختياری ادراری
عدم تداوم در جريان ادرار
وجود خون در ادرار
خروج منی همراه با درد
درد مداوم قسمت پائين کمر
سوزش
ناتوانی جنسی
سببشناسی: سرطان زايی پروستات
علت ابتلا به سرطان پروستات هنوز ناشناخته است اما تحقيقات آماری و بالينی، روند بدخيمی بيماری سرطان پروستات را به اين عوامل ارتباط می دهد:
سن ـ سرطان پروستات اغلب در افراد سالمند ديده میشود و افراد زير ۵۰ سال به ندرت به آن مبتلا می شوند. مردان بالای ۶۰ سال بيشتر در معرض خطر ابتلاء به سرطان پروستات هستند و بايد بيشتر متوجه علائم هشدار دهنده اين بيماری باشند.
عوامل ژنتيکی - سابقه ارثی سرطان پروستات عامل مهمی در ابتلا به اين سرطان است. وجود سابقه سرطان پروستات بين اعضای نزديک خانواده از جمله پدر و برادر احتمال ابتلا به اين سرطان را افزايش می دهد.
عوامل هورمونی ـ هورمونهای استروئيدی (تستوسترون و آندروژنها) برای رشد و حفظ و عمل طبيعی آن در مردان بالغ نقش مهمی را ايفا می کند. افزايش ميزان ترشح هورمون تستوسترون در خون اغلب موجب تسريع روند بدخيمی سرطان پروستات می شود.
تغذيه - رژيم غذايی دارای اثرات بالقوه ای در پيشگيری و يا پيشتازی ايجاد سرطان پروستات به شمار می رود. مطالعات و تحقيقات علمی ثابت کرده اند که سبزيجات حاوی مقادير قابل توجهی ويتامين C و E، به خصوص گوجه فرنگی، عاملی محافظتی در مقابل سرطان پروستات تلقی می شوند در حالی که استفاده از مقادير زياد چربی حيوانی عامل مستعد کننده و پيشتاز در ايجاد سرطان پروستات شناخته شده است.
مواد شيميايی - تماس با مواد شيميايی سرطانزا در محيط مانند کادميم، که در تهيه برخی آلياژها و باتری کاربرد دارد، عامل مستعد کننده و پيشتاز در ايجاد سرطان پروستات است.
بيماری های مقاربتی - وجود بيماريهای مقاربتی احتمال ابتلاء به سرطان پروستات را افزايش میدهد.
الگوهای غربالگر سرطان پروستات
معاينه غده پروستات از طريق معاينه مقعد (Digital rectal examination) از الگوهای غربالگر سرطان پروستات است. در اين روش پزشک از داخل مقعد بيمار، غده پروستات را معاينه می کند. وجود سطح خشن و نامنظم بافت از علائم هشدار دهنده سرطان پروستات محسوب می شود.
تومورهای سرطانی آنتی ژنهای مشخصی را توليد می کنند که ممکن است از طريق آزمايش خون کشف شوند. آنتی ژنی که به طور کامل توسط غده پروستات توليد می شود، آنتی ژن اختصاصی پروستات (Prostate Specific Antigen ,PSA) است. تشخيص سريع سرطان پروستات با اندازه گيری آنتی ژن اختصاصی پروستات از آزمايش های غربالگر اين بيماری است. در بيمارانی که مبتلا به سرطان پروستات هستند، مقدار اين آنتی ژن در سطح بالاتری است.
البته تنها سطح PSA در آزمايش خون فرد نمايانگر ابتلا به سرطان پروستات نيست. در برخی از موارد عفونت و يا ”بزرگی خوش خيم“ حجم غده پروستات می تواند سبب افزايش ميزان PSA در خون شود. از اين رو، ترکيب معاينه مقعد توأم با آزمايش تعيين سطح PSA از طريق خون روش دقيقتری برای تشخيص سرطان پروستات است و برای اطمينان بيشتر، در مراحل بعدی آزمايشات ديگری مانند تصويرنگاری باز آوای مغناطيسی (MRI)، سونوگرافی (Ultrasound)، توموگرافی کامپيوتری (CT SCAN) و نمونه برداری از غده (Biopsy) نيز انجام میگيرد.
تشخيص به موقع بيماری، دست کم ۵ سال بيشتر به زندگی مبتلايان به سرطان پروستات اضافه میکند. توصيه میشود مردان در سنين بالای ۴۰ سال ساليانه مورد معاينه غده پروستات ازطريق معاينه مقعد قرار گيرند و در سنين بالای ۵۰ سال، هر سال آزمايش آنتیژن مخصوص پروستات را انجام دهند.
درمان سرطان پروستات
با در نظر گرفتن شرايط بيمار ممکن است يک يا ترکيبی از اين الگوها تجويز شود:
۱-تحت نظر گرفتن بيماری: در اين روش بيمار به طور دقيق تحت نظر پزشک قرار می گيرد، بدون اينکه الگوی درمانی بر روی او اعمال شود. اين روش برای بيمارانی تجويز می شود که جراحی برايشان مفيد نيست و يا رشد غده سرطانی پروستات آنها بسيار کند و آهسته است و در درازمدت تأثير سوء بر سلامتی او نخواهد گذاشت.
راديوتراپی از روش های درمانی انواع سرطان از جمله سرطان پروستات است
۲-جراحی: برداشتن کامل غده پروستات (پروستکتومی Prostatectomy).
۳-کرايوتراپی (Cryotherapy) : استفاده درمانی از سرمای شديد. در اين روش سوند (probe) سونوگرافی به داخل مقعد انداخته می شود تا پزشک تصوير محل مورد نظر را بر روی صفحه ببيند. در اين روش پزشک با انداختن سنجه درون غده پروستات از طريق شکاف کوچکی بين مقعد و کيسه حاوی بيضه ها نيتروژن مايع را به غده پروستات هدايت می کند. نيتروژن مايع در داخل بافت منجر به انجماد بافت و انهدام سلولهای سرطانی بافت غده پروستات می شود. کرايوتراپی روشی موثر برای درمان مقاطع کوچک ابتلا به سرطان است. احتمال آسيب ديدگی مثانه و التهاب دستگاه تناسلی از عوارض جانبی اين روش است.
۴-شيمی درمانی: استفاده از داروهای شيميايی منجر به انهدام سلولهای سرطانی می شود. عوارض جانبی شيمی درمانی عبارتند از: ريزش موی سر و ابرو، کاهش گلبولهای سفيد خون، ضعف سيستم ايمنی و دفاعی بدن، عفونت، احساس درد، خشکی دهان و پوکی استخوان.
۵-راديوتراپی: از آنجا که تومور ممکن است بافتهای اطراف غده پروستات را در بر گرفته باشد انجام جراحی و برداشتن غده پروستات کافی نيست و هر تظاهری از وجود PSA در آزمايش حاکی از گستردگی تومور است. در چنين وضعيتی الگوهای درمانی وسيع تری مانند راديوتراپی پی گيری می شود. هدف از راديوتراپی کنترل رشد سلولهای سرطانی است. تابش اشعه به محل تومور ممکن است به صورت خارجی يا داخلی باشد.
راديوتراپی خارجی: در اين روش بيمار در معرض تشعشع قرار می گيرد. اشعه از چند زاويه مختلف از خارج از بدن به تومور هدايت می شود. اين روش کاملا بدون درد است و به مدت ۷ تا ۸ هفته ادامه دارد. ولی بيمار از عوارض جانبی مانند تحريک پذيری مقعد، اسهال و خستگی مفرط ناشی از تابش پرتو گزارش می دهد. اثرات اشعه ممکن است واکنشهای پوستی به صورت التهاب، خارش، سوزش، ترشح يا پوسته پوسته شدن پوست را به دنبال داشته باشد. تهوع، استفراغ، بی اشتهايی و آسيبهای عروقی و تنفسی می تواند از ديگر عوارض جانبی راديو تراپی باشد. همچنين راديوتراپی ممکن است باعث سرکوب سيستم خونساز بدن و کاهش گلبولهای سفيد و ضعف سيستم ايمنی بدن و نهايتا بروز عفونت شود.
راديو تراپی داخلی يا براکی تراپی (Brachy therapy): براکی تراپی برای رساندن مستقيم مقدار زيادی اشعه به ضايعه بدخيم است. در اين روش، در اتاق عمل با استفاده از سرنج های نازک مواد يونيزه در بدن بيمار کاشته می شود.
6-هورمون درمانی : از آنجا که هورمون تستوسترون به رشد سرطان غده پروستات کمک می کند، هدف از هورمون درمانی کاهش هورمون جنسی در بدن است. اين روش با به کارگيری داروهای ضد تستوسترون انجام می گيرد و شامل تجويز هورمون استروژن به عنوان قرص است که تاثير ضد تستوسترون دارد. عوارض جانبی استفاده از قرصهای حاوی استروژن شامل درد در پستان و رشد پستان است که با قطع مصرف قرص ها از بين می رود.
جلوگيری از مرگ و مير ناشی از سرطان پروستات با تشخيص زودرس امکانپذير است. اکنون با اطلاعات و روشهای جديد الگوهای درمانی، برای درصد بالايی از بيماران مبتلا به سرطان پروستات، امکان بهبودی کامل فراهم شده است.
سرطان پروستات نوعی بيماری است که در آن سلولهای بدخيم از بافتهای پروستات نشات می گيرد و به طور نامنظم و فزايندهای تکثير و منجر به افزايش حجم در هر يک از اجزای سلولی غده پروستات میشود.
سرطان پروستات دومين سرطان شايع بعد از سرطان ريه در ميان مردان است. اطلاعات آماری و علائم بالينی ميزان مرگ و مير ناشی از سرطان پروستات مبين سه طيف گسترده روند رشد اين بيماری است. سرطان پروستات میتواند دارای رشد آهسته بوده و زمانی طولانی تا بروز علائم بالينی آن داشته باشد. در مواردی ديگر تومور به سرعت رشد کرده و تهاجم تومور به بافتهای ديگر امکانپذير می شود. در چنين مواردی مدت فاصله زمانی بين شروع بيماری و گسترش دامنه آن بسيار کوتاه است. مابين اين دو طيف رشد، تومورهايی وجود دارند که سرعت روند رشد آنها در حد متوسطی است.
سرطان پروستات با نشانههای مرتبط با دفع ادرار و يا درد شکم تظاهر میکند. اين نشانهها با علائم بيماريهای رايجی مانند عفونت و هيتروفی (بزرگی) خوش خيم پروستات (Benign Prostatic Hyperplasia) مشترک است.
علائم هشدار دهنده سرطان پروستات عبارتند از:
ادرار کردن پی در پی يا سخت
جاری شدن ضعيف ادرار
عدم توانايی در ادرار
بی اختياری ادراری
عدم تداوم در جريان ادرار
وجود خون در ادرار
خروج منی همراه با درد
درد مداوم قسمت پائين کمر
سوزش
ناتوانی جنسی
سببشناسی: سرطان زايی پروستات
علت ابتلا به سرطان پروستات هنوز ناشناخته است اما تحقيقات آماری و بالينی، روند بدخيمی بيماری سرطان پروستات را به اين عوامل ارتباط می دهد:
سن ـ سرطان پروستات اغلب در افراد سالمند ديده میشود و افراد زير ۵۰ سال به ندرت به آن مبتلا می شوند. مردان بالای ۶۰ سال بيشتر در معرض خطر ابتلاء به سرطان پروستات هستند و بايد بيشتر متوجه علائم هشدار دهنده اين بيماری باشند.
عوامل ژنتيکی - سابقه ارثی سرطان پروستات عامل مهمی در ابتلا به اين سرطان است. وجود سابقه سرطان پروستات بين اعضای نزديک خانواده از جمله پدر و برادر احتمال ابتلا به اين سرطان را افزايش می دهد.
عوامل هورمونی ـ هورمونهای استروئيدی (تستوسترون و آندروژنها) برای رشد و حفظ و عمل طبيعی آن در مردان بالغ نقش مهمی را ايفا می کند. افزايش ميزان ترشح هورمون تستوسترون در خون اغلب موجب تسريع روند بدخيمی سرطان پروستات می شود.
تغذيه - رژيم غذايی دارای اثرات بالقوه ای در پيشگيری و يا پيشتازی ايجاد سرطان پروستات به شمار می رود. مطالعات و تحقيقات علمی ثابت کرده اند که سبزيجات حاوی مقادير قابل توجهی ويتامين C و E، به خصوص گوجه فرنگی، عاملی محافظتی در مقابل سرطان پروستات تلقی می شوند در حالی که استفاده از مقادير زياد چربی حيوانی عامل مستعد کننده و پيشتاز در ايجاد سرطان پروستات شناخته شده است.
مواد شيميايی - تماس با مواد شيميايی سرطانزا در محيط مانند کادميم، که در تهيه برخی آلياژها و باتری کاربرد دارد، عامل مستعد کننده و پيشتاز در ايجاد سرطان پروستات است.
بيماری های مقاربتی - وجود بيماريهای مقاربتی احتمال ابتلاء به سرطان پروستات را افزايش میدهد.
الگوهای غربالگر سرطان پروستات
معاينه غده پروستات از طريق معاينه مقعد (Digital rectal examination) از الگوهای غربالگر سرطان پروستات است. در اين روش پزشک از داخل مقعد بيمار، غده پروستات را معاينه می کند. وجود سطح خشن و نامنظم بافت از علائم هشدار دهنده سرطان پروستات محسوب می شود.
تومورهای سرطانی آنتی ژنهای مشخصی را توليد می کنند که ممکن است از طريق آزمايش خون کشف شوند. آنتی ژنی که به طور کامل توسط غده پروستات توليد می شود، آنتی ژن اختصاصی پروستات (Prostate Specific Antigen ,PSA) است. تشخيص سريع سرطان پروستات با اندازه گيری آنتی ژن اختصاصی پروستات از آزمايش های غربالگر اين بيماری است. در بيمارانی که مبتلا به سرطان پروستات هستند، مقدار اين آنتی ژن در سطح بالاتری است.
البته تنها سطح PSA در آزمايش خون فرد نمايانگر ابتلا به سرطان پروستات نيست. در برخی از موارد عفونت و يا ”بزرگی خوش خيم“ حجم غده پروستات می تواند سبب افزايش ميزان PSA در خون شود. از اين رو، ترکيب معاينه مقعد توأم با آزمايش تعيين سطح PSA از طريق خون روش دقيقتری برای تشخيص سرطان پروستات است و برای اطمينان بيشتر، در مراحل بعدی آزمايشات ديگری مانند تصويرنگاری باز آوای مغناطيسی (MRI)، سونوگرافی (Ultrasound)، توموگرافی کامپيوتری (CT SCAN) و نمونه برداری از غده (Biopsy) نيز انجام میگيرد.
تشخيص به موقع بيماری، دست کم ۵ سال بيشتر به زندگی مبتلايان به سرطان پروستات اضافه میکند. توصيه میشود مردان در سنين بالای ۴۰ سال ساليانه مورد معاينه غده پروستات ازطريق معاينه مقعد قرار گيرند و در سنين بالای ۵۰ سال، هر سال آزمايش آنتیژن مخصوص پروستات را انجام دهند.
درمان سرطان پروستات
با در نظر گرفتن شرايط بيمار ممکن است يک يا ترکيبی از اين الگوها تجويز شود:
۱-تحت نظر گرفتن بيماری: در اين روش بيمار به طور دقيق تحت نظر پزشک قرار می گيرد، بدون اينکه الگوی درمانی بر روی او اعمال شود. اين روش برای بيمارانی تجويز می شود که جراحی برايشان مفيد نيست و يا رشد غده سرطانی پروستات آنها بسيار کند و آهسته است و در درازمدت تأثير سوء بر سلامتی او نخواهد گذاشت.
راديوتراپی از روش های درمانی انواع سرطان از جمله سرطان پروستات است
۲-جراحی: برداشتن کامل غده پروستات (پروستکتومی Prostatectomy).
۳-کرايوتراپی (Cryotherapy) : استفاده درمانی از سرمای شديد. در اين روش سوند (probe) سونوگرافی به داخل مقعد انداخته می شود تا پزشک تصوير محل مورد نظر را بر روی صفحه ببيند. در اين روش پزشک با انداختن سنجه درون غده پروستات از طريق شکاف کوچکی بين مقعد و کيسه حاوی بيضه ها نيتروژن مايع را به غده پروستات هدايت می کند. نيتروژن مايع در داخل بافت منجر به انجماد بافت و انهدام سلولهای سرطانی بافت غده پروستات می شود. کرايوتراپی روشی موثر برای درمان مقاطع کوچک ابتلا به سرطان است. احتمال آسيب ديدگی مثانه و التهاب دستگاه تناسلی از عوارض جانبی اين روش است.
۴-شيمی درمانی: استفاده از داروهای شيميايی منجر به انهدام سلولهای سرطانی می شود. عوارض جانبی شيمی درمانی عبارتند از: ريزش موی سر و ابرو، کاهش گلبولهای سفيد خون، ضعف سيستم ايمنی و دفاعی بدن، عفونت، احساس درد، خشکی دهان و پوکی استخوان.
۵-راديوتراپی: از آنجا که تومور ممکن است بافتهای اطراف غده پروستات را در بر گرفته باشد انجام جراحی و برداشتن غده پروستات کافی نيست و هر تظاهری از وجود PSA در آزمايش حاکی از گستردگی تومور است. در چنين وضعيتی الگوهای درمانی وسيع تری مانند راديوتراپی پی گيری می شود. هدف از راديوتراپی کنترل رشد سلولهای سرطانی است. تابش اشعه به محل تومور ممکن است به صورت خارجی يا داخلی باشد.
راديوتراپی خارجی: در اين روش بيمار در معرض تشعشع قرار می گيرد. اشعه از چند زاويه مختلف از خارج از بدن به تومور هدايت می شود. اين روش کاملا بدون درد است و به مدت ۷ تا ۸ هفته ادامه دارد. ولی بيمار از عوارض جانبی مانند تحريک پذيری مقعد، اسهال و خستگی مفرط ناشی از تابش پرتو گزارش می دهد. اثرات اشعه ممکن است واکنشهای پوستی به صورت التهاب، خارش، سوزش، ترشح يا پوسته پوسته شدن پوست را به دنبال داشته باشد. تهوع، استفراغ، بی اشتهايی و آسيبهای عروقی و تنفسی می تواند از ديگر عوارض جانبی راديو تراپی باشد. همچنين راديوتراپی ممکن است باعث سرکوب سيستم خونساز بدن و کاهش گلبولهای سفيد و ضعف سيستم ايمنی بدن و نهايتا بروز عفونت شود.
راديو تراپی داخلی يا براکی تراپی (Brachy therapy): براکی تراپی برای رساندن مستقيم مقدار زيادی اشعه به ضايعه بدخيم است. در اين روش، در اتاق عمل با استفاده از سرنج های نازک مواد يونيزه در بدن بيمار کاشته می شود.
6-هورمون درمانی : از آنجا که هورمون تستوسترون به رشد سرطان غده پروستات کمک می کند، هدف از هورمون درمانی کاهش هورمون جنسی در بدن است. اين روش با به کارگيری داروهای ضد تستوسترون انجام می گيرد و شامل تجويز هورمون استروژن به عنوان قرص است که تاثير ضد تستوسترون دارد. عوارض جانبی استفاده از قرصهای حاوی استروژن شامل درد در پستان و رشد پستان است که با قطع مصرف قرص ها از بين می رود.
جلوگيری از مرگ و مير ناشی از سرطان پروستات با تشخيص زودرس امکانپذير است. اکنون با اطلاعات و روشهای جديد الگوهای درمانی، برای درصد بالايی از بيماران مبتلا به سرطان پروستات، امکان بهبودی کامل فراهم شده است.
Wednesday, July 06, 2005
زن ها در مقابل الکل 'آسيب پذيرترند'
مطالعات تازه نشان می دهد که زن ها در مقابل عوارض مغزی ناشی از مصرف الکل بسيار آسيب پذيرتر از مردها هستند.
سی تی اسکن از مغز بيش از 150 داوطلب نشان داد زنانی که به شدت مشروبات الکلی مصرف می کنند، زودتر و بيشتر از مردان دچار آسيب مغزی می شوند.
دانشمندان از قبل مظنون بودند که مردها بيش از زن ها در مقابل مشروبات الکلی مقاوم هستند.
تحقيقات تازه ای که در آلمان انجام شده شواهدی در تاييد اين موضوع فراهم می کند.
تيم پژوهشگران دانشگاه هايدلبرگ يافته های خود را در نشريه "اعتياد به الکل" (Alcoholism) چاپ کرده اند.
نيمی از داوطلبان الکلی بودند و در ابتدا و انتهای دوره مطالعه که برای شش هفته ادامه داشت، به روی کليه آنها اسکن مغزی انجام شد.
کسانی که الکلی بودند در اين شش هفته برای معالجه اعتياد کمک دريافت کردند.
محققان با تحليل نتايج اسکن مغزی داوطلبان، شواهد آشکاری از آسيب مغزی در ميان الکلی ها پيدا کردند.
مغز اين دسته از داوطلبان به علت آتروفی يا ضايعات، کوچکتر از سايرين بود.
ضايعات مغزی
ميزان کاهش حجم مغز در مورد زنانی که به شدت الکل مصرف می کردند برابر با مردان الکلی بود، اما در دوره زمانی بسيار کوتاه تری بر آنها عارض شد.
کارل مان، سرپرست اين رشته تحقيقات گفت که هرچند مردها عموما بيشتر الکل می نوشند، اما زن ها احتمالا زودتر به آن معتاد شده و زودتر از آن آسيب می بينند.
وی گفت ساير اختلالات مربوط به مصرف الکل، مانند ناراحتی قلبی، افسردگی و بيماری کبد، نيز در زنان زودتر از مردان ظاهر شد.
پروفسور مان گفت: "زنان در مقايسه با مردان معمولا در سنين بالاتر به مصرف الکل روی می آورند، کمتر می نوشند و برخی ممکن است استدلال کنند که زنان کمتر تحت تاثير الکل قرار می گيرند.
"اما شواهد حاکی از پيشرفت سريعتر رويدادهايی است که به وابستگی زن ها به الکل منجر می شود. اين شواهد نشان می دهد که آثار منفی اعتياد به الکل نيز در زن ها زودتر ظاهر می شود.
"اين نشان می دهد که زن ها ممکن است در برابر مصرف مزمن الکل آسيب پذيرتر باشند."
وی گفت به همين دلايل است که شناسايی و درمان استفاده سوء از الکل در زن ها حتی واجب تر است.
سی تی اسکن از مغز بيش از 150 داوطلب نشان داد زنانی که به شدت مشروبات الکلی مصرف می کنند، زودتر و بيشتر از مردان دچار آسيب مغزی می شوند.
دانشمندان از قبل مظنون بودند که مردها بيش از زن ها در مقابل مشروبات الکلی مقاوم هستند.
تحقيقات تازه ای که در آلمان انجام شده شواهدی در تاييد اين موضوع فراهم می کند.
تيم پژوهشگران دانشگاه هايدلبرگ يافته های خود را در نشريه "اعتياد به الکل" (Alcoholism) چاپ کرده اند.
نيمی از داوطلبان الکلی بودند و در ابتدا و انتهای دوره مطالعه که برای شش هفته ادامه داشت، به روی کليه آنها اسکن مغزی انجام شد.
کسانی که الکلی بودند در اين شش هفته برای معالجه اعتياد کمک دريافت کردند.
محققان با تحليل نتايج اسکن مغزی داوطلبان، شواهد آشکاری از آسيب مغزی در ميان الکلی ها پيدا کردند.
مغز اين دسته از داوطلبان به علت آتروفی يا ضايعات، کوچکتر از سايرين بود.
ضايعات مغزی
ميزان کاهش حجم مغز در مورد زنانی که به شدت الکل مصرف می کردند برابر با مردان الکلی بود، اما در دوره زمانی بسيار کوتاه تری بر آنها عارض شد.
کارل مان، سرپرست اين رشته تحقيقات گفت که هرچند مردها عموما بيشتر الکل می نوشند، اما زن ها احتمالا زودتر به آن معتاد شده و زودتر از آن آسيب می بينند.
وی گفت ساير اختلالات مربوط به مصرف الکل، مانند ناراحتی قلبی، افسردگی و بيماری کبد، نيز در زنان زودتر از مردان ظاهر شد.
پروفسور مان گفت: "زنان در مقايسه با مردان معمولا در سنين بالاتر به مصرف الکل روی می آورند، کمتر می نوشند و برخی ممکن است استدلال کنند که زنان کمتر تحت تاثير الکل قرار می گيرند.
"اما شواهد حاکی از پيشرفت سريعتر رويدادهايی است که به وابستگی زن ها به الکل منجر می شود. اين شواهد نشان می دهد که آثار منفی اعتياد به الکل نيز در زن ها زودتر ظاهر می شود.
"اين نشان می دهد که زن ها ممکن است در برابر مصرف مزمن الکل آسيب پذيرتر باشند."
وی گفت به همين دلايل است که شناسايی و درمان استفاده سوء از الکل در زن ها حتی واجب تر است.
سرنگ بدون درد ساخته شد
تقاضا برای چنين سرنگ هايی به ويژه در ميان مبتلايان به ديابت بسيار زياد است
دانشمندان نوعی سرنگ ظريف زيرپوستی که می تواند برای تزيق تقريبا بدون درد به کار رود، تهيه کرده اند.
اين پيشرفت، بالقوه می تواند خبر خوبی برای بسياری از بيماران از جمله مبتلايان به ديابت باشد که نياز دارند به طور روزانه انسولين به خود تزريق کنند.
شرکت ژاپنی "ترومو" که توليد کننده تجهيزات پزشکی است، يک سوزن نمونه ساخته که قطر آن تنها دو دهم ميلی متر است.
در اين سرنگ از يک محفظه باريک و کشيده برای انتقال جريان دارو از طريق سوزن بسيار ظريف استفاده می شود.
تاکنون به دليل اين نگرانی که سرنگ های بسيار نازک ممکن است نتواند دارو را به شکل کامل و بدون انقطاع وارد بدن کند، چنين سرنگ هايی ساخته نمی شد.
تقاضای زياد
"تاکاکو اوگاوا"، سخنگوی شرکت ترومو گفت که بسياری از مردم با سوزن جديد اصلا دردی احساس نمی کنند، هر چند اين حس ممکن است در افراد متقاوت باشد.
وی افزود که تقاضا برای يک سوزن بدون درد در ميان مبتلايان به ديابت بسيار زياد است، به ويژه آنهايی که بايد چهار يا پنج بار در روز دارو تزريق کنند.
اين شرکت اميدوار است که در طول پنج شش سال آينده بتواند اين سرنگ را وارد بازار کند.
"آماندا وزی" از بنياد خيريه ديابت بريتانيا، گفت که مدت هاست که افراد مبتلا به ديابت مجبورند انسولين را با سرنگ های شيشه ای و سوزن های بلند و دردناک تزريق کنند.
او گفت هر چند که ورود اين سرنگ ها به بازار چند سال طول می کشد، ولی بنياد خيريه ديابت بريتانيا از هر گونه نوآوری برای راحت تر ساختن درمان ديابت، به شرط بی خطر و موثر بودن آن استقبال می کند.
گفته می شود که سوزن ساخت شرکت ترومو، کوچکترين سوزن متعارف جهان باشد.
البته گروه ديگری از پژوهشگران ژاپنی يک سوزن ميکروسکوپی به قطر 60 ميکرون (معادل 60 ميليونيم متر) ساخته اند.
اين وسيله به يک پمپ بسيار ظريف الکتريکی متصل می شود که الگوی آن از طرز عمل نيش پشه گرفته شده است.
دانشمندان نوعی سرنگ ظريف زيرپوستی که می تواند برای تزيق تقريبا بدون درد به کار رود، تهيه کرده اند.
اين پيشرفت، بالقوه می تواند خبر خوبی برای بسياری از بيماران از جمله مبتلايان به ديابت باشد که نياز دارند به طور روزانه انسولين به خود تزريق کنند.
شرکت ژاپنی "ترومو" که توليد کننده تجهيزات پزشکی است، يک سوزن نمونه ساخته که قطر آن تنها دو دهم ميلی متر است.
در اين سرنگ از يک محفظه باريک و کشيده برای انتقال جريان دارو از طريق سوزن بسيار ظريف استفاده می شود.
تاکنون به دليل اين نگرانی که سرنگ های بسيار نازک ممکن است نتواند دارو را به شکل کامل و بدون انقطاع وارد بدن کند، چنين سرنگ هايی ساخته نمی شد.
تقاضای زياد
"تاکاکو اوگاوا"، سخنگوی شرکت ترومو گفت که بسياری از مردم با سوزن جديد اصلا دردی احساس نمی کنند، هر چند اين حس ممکن است در افراد متقاوت باشد.
وی افزود که تقاضا برای يک سوزن بدون درد در ميان مبتلايان به ديابت بسيار زياد است، به ويژه آنهايی که بايد چهار يا پنج بار در روز دارو تزريق کنند.
اين شرکت اميدوار است که در طول پنج شش سال آينده بتواند اين سرنگ را وارد بازار کند.
"آماندا وزی" از بنياد خيريه ديابت بريتانيا، گفت که مدت هاست که افراد مبتلا به ديابت مجبورند انسولين را با سرنگ های شيشه ای و سوزن های بلند و دردناک تزريق کنند.
او گفت هر چند که ورود اين سرنگ ها به بازار چند سال طول می کشد، ولی بنياد خيريه ديابت بريتانيا از هر گونه نوآوری برای راحت تر ساختن درمان ديابت، به شرط بی خطر و موثر بودن آن استقبال می کند.
گفته می شود که سوزن ساخت شرکت ترومو، کوچکترين سوزن متعارف جهان باشد.
البته گروه ديگری از پژوهشگران ژاپنی يک سوزن ميکروسکوپی به قطر 60 ميکرون (معادل 60 ميليونيم متر) ساخته اند.
اين وسيله به يک پمپ بسيار ظريف الکتريکی متصل می شود که الگوی آن از طرز عمل نيش پشه گرفته شده است.
ضرر مسکن ها برای دستگاه گوارش آشکار شد
براساس تحقيقات تازه خطر آسيب ديدن روده در اثر مصرف مسکن های رايج مانند ايبوبروفن و آسپيرين، احتمالا شديدتر از آن است که تاکنون تصور می شد.
پزشکان دريافتند بيش از 70 درصد بيمارانی که برای بيش از سه ماه مسکن های نوع "انسيد"
(non-steroidal anit-inflammatory drugs) مصرف می کنند، آثار زخم در روده کوچک آنها پديدار می شود.
قبلا تصور می شد که خطر اين داروها برای دستگاه گوارش بسيار کمتر است.
نتايج اين مطالعه، که توسط کالج پزشکی بيلور در شهر هيوستون آمريکا انجام شده است در نشريه "بيماری های دستگاه گوارش و هپاتولوژی" منتشر شد.
تيم محققان دانشگاه بيلور 21 بيمار را که مسکن های نوع "انسيد" مصرف می کردند با 20 بيمار که از انواع ديگر داروهای مسکن استفاده می کردند يا اصلا مسکن مصرف نمی کردند مقايسه کردند.
در حدودا 71 درصد از بيمارانی که "انسيد" مصرف می کردند، در روده کوچک آثار زخم هويدا شد در حالی که اين رقم برای ساير بيماران تنها 10 درصد بود.
دکتر ديويد گراهام، که در اين تحقيقات شرکت داشته است، می گويد: "هميشه می دانستيم که انسيدها می توانند باعث ناراحتی های بالقوه مرگبار در معده شوند، اما ابعاد تاثير آنها در روده کوچک تاکنون مجهول بود."
او افزود: "ما شاهد تعدادی زخم و مقدار زيادی فرسايش (در سطح روده) بوديم. هرکسی که برای يک سال آسپيرين يا ساير انسيدها را مصرف می کند با يک تا چهار درصد خطر ناراحتی های جدی دستگاه گوارش و روده روبروست."
با احتياط مصرف کنيد
دکتر الستر فوربز، متخصص بيماری های معده و روده در بيمارستان سن مارک در لندن و سخنگوی "بنياد اختلالات گوارشی" (Core) به بی بی سی گفت که احتمالا در اکثر کسانی که دستگاه گوارش آنها در اثر مصرف انسيدها صدمه ديده است هيچ گونه علائم جدی پديدار نمی شود.
وی گفت: "بايد همچنان نسبت به مصرف آنها محتاط باشيم و اين مطالعه به ما می گويد که نبايد آنها را مثل نقل و نبات تجويز کنيم يا مردم را به خريداری و مصرف آنها بدون مشورت با پزشک تشويق کنيم."
"اما در عين حال نبايد بيهوده وحشتزده شويم. کليه داروهای قوی دارای عوارض جانبی هستند، و گاهی فوايد آنها بر زيان هايشان می چربد."
دکتر مادلين ديوی، مدير پزشکی "تلاش برای پيشبرد تحقيقات آرتروز" گفت: "بسياری از بيماران می توانند درد آرتروز را در درازمدت با داروهای بسيار ايمن تر مانند پاراستامول (استامينوفن) - يا پاراستامول به علاوه کدئين - کنترل کنند."
"البته انسيدها جایگاه خود را دارند، اما بايد برای دوره های کوتاه و نه برای ساليان طولانی مصرف شوند."
پزشکان دريافتند بيش از 70 درصد بيمارانی که برای بيش از سه ماه مسکن های نوع "انسيد"
(non-steroidal anit-inflammatory drugs) مصرف می کنند، آثار زخم در روده کوچک آنها پديدار می شود.
قبلا تصور می شد که خطر اين داروها برای دستگاه گوارش بسيار کمتر است.
نتايج اين مطالعه، که توسط کالج پزشکی بيلور در شهر هيوستون آمريکا انجام شده است در نشريه "بيماری های دستگاه گوارش و هپاتولوژی" منتشر شد.
تيم محققان دانشگاه بيلور 21 بيمار را که مسکن های نوع "انسيد" مصرف می کردند با 20 بيمار که از انواع ديگر داروهای مسکن استفاده می کردند يا اصلا مسکن مصرف نمی کردند مقايسه کردند.
در حدودا 71 درصد از بيمارانی که "انسيد" مصرف می کردند، در روده کوچک آثار زخم هويدا شد در حالی که اين رقم برای ساير بيماران تنها 10 درصد بود.
دکتر ديويد گراهام، که در اين تحقيقات شرکت داشته است، می گويد: "هميشه می دانستيم که انسيدها می توانند باعث ناراحتی های بالقوه مرگبار در معده شوند، اما ابعاد تاثير آنها در روده کوچک تاکنون مجهول بود."
او افزود: "ما شاهد تعدادی زخم و مقدار زيادی فرسايش (در سطح روده) بوديم. هرکسی که برای يک سال آسپيرين يا ساير انسيدها را مصرف می کند با يک تا چهار درصد خطر ناراحتی های جدی دستگاه گوارش و روده روبروست."
با احتياط مصرف کنيد
دکتر الستر فوربز، متخصص بيماری های معده و روده در بيمارستان سن مارک در لندن و سخنگوی "بنياد اختلالات گوارشی" (Core) به بی بی سی گفت که احتمالا در اکثر کسانی که دستگاه گوارش آنها در اثر مصرف انسيدها صدمه ديده است هيچ گونه علائم جدی پديدار نمی شود.
وی گفت: "بايد همچنان نسبت به مصرف آنها محتاط باشيم و اين مطالعه به ما می گويد که نبايد آنها را مثل نقل و نبات تجويز کنيم يا مردم را به خريداری و مصرف آنها بدون مشورت با پزشک تشويق کنيم."
"اما در عين حال نبايد بيهوده وحشتزده شويم. کليه داروهای قوی دارای عوارض جانبی هستند، و گاهی فوايد آنها بر زيان هايشان می چربد."
دکتر مادلين ديوی، مدير پزشکی "تلاش برای پيشبرد تحقيقات آرتروز" گفت: "بسياری از بيماران می توانند درد آرتروز را در درازمدت با داروهای بسيار ايمن تر مانند پاراستامول (استامينوفن) - يا پاراستامول به علاوه کدئين - کنترل کنند."
"البته انسيدها جایگاه خود را دارند، اما بايد برای دوره های کوتاه و نه برای ساليان طولانی مصرف شوند."
افزايش سن در مردان يعنی اميد کمتر به پدر شدن
تحقيقات در آمريکا نشان داده است که هر چه سن مرد بالاتر می رود، شانس او برای پدر شدن هم کمتر می شود.
دانشمندان آمريکايی نتيجه تحقيقات خود را در نشريه "باروری و عقيمی" (Fertility and Sterility) منتشر کرده اند و با تاکيد بر يافته های قبلی در همين زمينه، می گويند کاهش ميزان اسپرم با بالا رفتن سن در مردان رابطه مستقيم دارد.
تا کنون اين طور تصور می شد که کاهش باروری به دليل بالا رفتن سن، فقط در زنان رخ می دهد، اما حالا معلوم شده است که باروری مردان نيز با محدوديت زمانی روبروست.
زنان با تعداد محدودی تخمک متولد می شوند، قوه باروری آنها با گذشت زمان افت می کند و با يائسه شدن توانايی خود را برای توليد مثل از طرق طبيعی از دست می دهند.
در مقابل مردها تا پايان عمر به توليد اسپرم ادامه می دهند و تاکنون فرض بر اين بوده است که آنها همواره بارور باقی می مانند.
اما در تازه ترين تحقيقات، که بر روی اسپرم مردان 25 تا 44 سال انجام گرفت، معلوم شد با افزايش سن، تعداد اسپرم هايی که به لحاظ ژنتيکی معيوب هستند نيز افزايش می يابد.
در همين تحقيقات همچنين معلوم شده است که نه تنها تعداد اسپرم های معيوب زيادتر می شود، دفع آنها برای بدن نيز سخت تر می شود.
تحقيقات قبلی نشان داده بود که هر چه بر سن مرد افزوده می شود، فعاليت اسپرم هم کمتر می شود.
در همين حال اسپرم در مردان سنين بالاتر، در حرکت به سوی تخمک دچار سردرگمی می شود و احتمال تشکيل نطفه به ميزان زيادی کاهش می يابد.
در حالی که نمی توان روند پيری را متوقف کرد، پزشکان به مردانی که قصد دارند پدر شوند توصيه می کنند تا حد ممکن يک زندگی سالم را در پيش گيرند.
چون تحقيقات نشان داده است که کشيدن سيگار و اضافه وزن می تواند ميزان اسپرم و قدرت باروری در مردان را کاهش دهد.
دانشمندان آمريکايی نتيجه تحقيقات خود را در نشريه "باروری و عقيمی" (Fertility and Sterility) منتشر کرده اند و با تاکيد بر يافته های قبلی در همين زمينه، می گويند کاهش ميزان اسپرم با بالا رفتن سن در مردان رابطه مستقيم دارد.
تا کنون اين طور تصور می شد که کاهش باروری به دليل بالا رفتن سن، فقط در زنان رخ می دهد، اما حالا معلوم شده است که باروری مردان نيز با محدوديت زمانی روبروست.
زنان با تعداد محدودی تخمک متولد می شوند، قوه باروری آنها با گذشت زمان افت می کند و با يائسه شدن توانايی خود را برای توليد مثل از طرق طبيعی از دست می دهند.
در مقابل مردها تا پايان عمر به توليد اسپرم ادامه می دهند و تاکنون فرض بر اين بوده است که آنها همواره بارور باقی می مانند.
اما در تازه ترين تحقيقات، که بر روی اسپرم مردان 25 تا 44 سال انجام گرفت، معلوم شد با افزايش سن، تعداد اسپرم هايی که به لحاظ ژنتيکی معيوب هستند نيز افزايش می يابد.
در همين تحقيقات همچنين معلوم شده است که نه تنها تعداد اسپرم های معيوب زيادتر می شود، دفع آنها برای بدن نيز سخت تر می شود.
تحقيقات قبلی نشان داده بود که هر چه بر سن مرد افزوده می شود، فعاليت اسپرم هم کمتر می شود.
در همين حال اسپرم در مردان سنين بالاتر، در حرکت به سوی تخمک دچار سردرگمی می شود و احتمال تشکيل نطفه به ميزان زيادی کاهش می يابد.
در حالی که نمی توان روند پيری را متوقف کرد، پزشکان به مردانی که قصد دارند پدر شوند توصيه می کنند تا حد ممکن يک زندگی سالم را در پيش گيرند.
چون تحقيقات نشان داده است که کشيدن سيگار و اضافه وزن می تواند ميزان اسپرم و قدرت باروری در مردان را کاهش دهد.
زنان در مقابل درد حساس تر هستند
تحقيقات تازه حاکی است که برخلاف پندار عمومی، وقتی نوبت به درد کشيدن می رسد زن ها از مردها حساس تر هستند.
دانشمندان دانشگاه بث (Bath) می گويند زنان نه تنها درد را زودتر احساس می کنند بلکه در برابر آن مقاومت کمتری دارند.
زنان تمايل دارند بر جنبه های روانی درد تمرکز کنند که باعث تشديد آن می شود، درحالی که مردان عادت دارند بيشتر به جنبه جسمانی آن توجه نشان دهند.
يافته های اين گروه بر يک رشته آزمايش در 50 مرد و زن که با استفاده از محرک هايی مانند آب يخ انجام شد استوار است.
از داوطلبان خواسته شد بازوی خود را برای دو دقيقه در آب گرم فرو کنند و سپس همان بازو را برای دو دقيقه يا تا زمانی که تحمل دارند در آب يخ نگاه دارند.
در اين آزمايش زنان درد را بسيار زودتر از مردان حس کردند و تحمل کمتری در مقابل آن نشان دادند.
به علاوه وقتی از مردان خواسته شد درباره جنبه های حسی (فيزيکی) درد فکر کنند نه احساسات مرتبط با آن، درد آنها کاهش يافت.
اين ترفند هيچ فايده ای در مورد زنان نداشت.
درد بيشتر
دکتر اد کيوگ محقق اصلی اين مطالعه و روانشناس در "واحد کنترل درد" در دانشگاه بث گفت: "مطالعه ما نشان داد که درحالی که تمرکز بر جنبه های فيزيکی درد در مردان باعث افزايش تحمل آنها نسبت به درد شد، اما بعيد بود اين شيوه در زنان موثر باشد."
"زنانی که بر جنبه های روحی درد تمرکز می کنند ممکن است عملا درد بيشتری احساس کنند، احتمالا به اين دليل که احساسات مرتبط با درد منفی است."
وی به نشريه "پين" گفت که چگونه شواهد فزاينده نشان می دهد که تعداد مقاطع همراه با درد که يک زن به طور متوسط در زندگی تجربه می کند "بيش از مردان است" و زنان درد را در نواحی متعددتر بدن و در هر مقطع به دفعات بيشتر تجربه می کنند.
دکتر بورلی کولت از انجمن درد بريتانيا گفت که اين يافته ها مويد مطالعات قبلی است.
وی گفت: "آستانه درد در زنان معمولا پايين تر از مردان است. همچنين می دانيم که تعداد زنانی که برای درمان درد به درمانگاه ها مراجعه می کنند بسيار بيش از مردان است."
هورمون ها
با اين حال وی تاکيد که مساله بسيار پيچيده است.
وی گفت نظريه های زيادی برای توضيح اين اختلاف ميان زن و مرد وجود دارد.
يک نظريه می گويد از آنجا که زنان ذاتا دارای حس غمخواری هستند آمادگی بيشتری برای تشخيص درد در خود دارند که همچون زنگ خطری نسبت به وجود مشکلی جدی که ممکن است توانايی آنها در مراقبت از ديگران را مختل کند عمل می کند.
يک نظريه ديگر می گويد که مساله به اختلافات هورمونی مربوط می شود.
دکتر کولت در اين مورد گفت: "می دانيم که آستانه درد در زن ها در طول دوره تناوب قاعدگی نوسان می کند. زنانی که پس از يائسگی تحت هورمون درمانی قرار می گيرند معمولا بيش از ساير زنان از مشکلات مربوط به درد رنج می کشند."
وی افزود: "به تحقيقات بيشتری در اين زمينه نياز است. اين کار بی نهايت مهم است زيرا اکثر داروهايی که برای درمان درد استفاده می کنيم روی مردان آزمايش شده است. شواهدی وجود دارد داير بر اين که زنان نسبت به مردان به انواع متفاوتی از مسکن ها واکنش نشان می دهند."
دانشمندان دانشگاه بث (Bath) می گويند زنان نه تنها درد را زودتر احساس می کنند بلکه در برابر آن مقاومت کمتری دارند.
زنان تمايل دارند بر جنبه های روانی درد تمرکز کنند که باعث تشديد آن می شود، درحالی که مردان عادت دارند بيشتر به جنبه جسمانی آن توجه نشان دهند.
يافته های اين گروه بر يک رشته آزمايش در 50 مرد و زن که با استفاده از محرک هايی مانند آب يخ انجام شد استوار است.
از داوطلبان خواسته شد بازوی خود را برای دو دقيقه در آب گرم فرو کنند و سپس همان بازو را برای دو دقيقه يا تا زمانی که تحمل دارند در آب يخ نگاه دارند.
در اين آزمايش زنان درد را بسيار زودتر از مردان حس کردند و تحمل کمتری در مقابل آن نشان دادند.
به علاوه وقتی از مردان خواسته شد درباره جنبه های حسی (فيزيکی) درد فکر کنند نه احساسات مرتبط با آن، درد آنها کاهش يافت.
اين ترفند هيچ فايده ای در مورد زنان نداشت.
درد بيشتر
دکتر اد کيوگ محقق اصلی اين مطالعه و روانشناس در "واحد کنترل درد" در دانشگاه بث گفت: "مطالعه ما نشان داد که درحالی که تمرکز بر جنبه های فيزيکی درد در مردان باعث افزايش تحمل آنها نسبت به درد شد، اما بعيد بود اين شيوه در زنان موثر باشد."
"زنانی که بر جنبه های روحی درد تمرکز می کنند ممکن است عملا درد بيشتری احساس کنند، احتمالا به اين دليل که احساسات مرتبط با درد منفی است."
وی به نشريه "پين" گفت که چگونه شواهد فزاينده نشان می دهد که تعداد مقاطع همراه با درد که يک زن به طور متوسط در زندگی تجربه می کند "بيش از مردان است" و زنان درد را در نواحی متعددتر بدن و در هر مقطع به دفعات بيشتر تجربه می کنند.
دکتر بورلی کولت از انجمن درد بريتانيا گفت که اين يافته ها مويد مطالعات قبلی است.
وی گفت: "آستانه درد در زنان معمولا پايين تر از مردان است. همچنين می دانيم که تعداد زنانی که برای درمان درد به درمانگاه ها مراجعه می کنند بسيار بيش از مردان است."
هورمون ها
با اين حال وی تاکيد که مساله بسيار پيچيده است.
وی گفت نظريه های زيادی برای توضيح اين اختلاف ميان زن و مرد وجود دارد.
يک نظريه می گويد از آنجا که زنان ذاتا دارای حس غمخواری هستند آمادگی بيشتری برای تشخيص درد در خود دارند که همچون زنگ خطری نسبت به وجود مشکلی جدی که ممکن است توانايی آنها در مراقبت از ديگران را مختل کند عمل می کند.
يک نظريه ديگر می گويد که مساله به اختلافات هورمونی مربوط می شود.
دکتر کولت در اين مورد گفت: "می دانيم که آستانه درد در زن ها در طول دوره تناوب قاعدگی نوسان می کند. زنانی که پس از يائسگی تحت هورمون درمانی قرار می گيرند معمولا بيش از ساير زنان از مشکلات مربوط به درد رنج می کشند."
وی افزود: "به تحقيقات بيشتری در اين زمينه نياز است. اين کار بی نهايت مهم است زيرا اکثر داروهايی که برای درمان درد استفاده می کنيم روی مردان آزمايش شده است. شواهدی وجود دارد داير بر اين که زنان نسبت به مردان به انواع متفاوتی از مسکن ها واکنش نشان می دهند."
Friday, February 18, 2005
مشاجره با شوهر 'برای سلامت زن خوب است'
پژوهشگران معتقدند زنانی که در جريان اختلافات خانوادگی با شوهران خود وارد جر و بحث می شوند کمتر از ساير زنان در معرض خطر ابتلا به بيماری های قلبی و ساير بيماری های مهلک قرار می گيرند.
نشريه "انجمن قلب آمريکا" گزارش داده است زنانی که در جريان منازعه با شوهر خود سکوت اختيار می کنند چهار بار بيشتر با خطر مرگ ناشی از ناراحتی قلبی مواجه هستند.
به علاوه زنانی که حرفه آنها در بيرون از خانه، زندگی خانوادگی آنها را مختل می کند دو بار بيشتر با خطر ابتلا به بيماری مرگبار قلبی روبرو هستند.
محققان 3700 نفر را طی دوره ای 10 ساله در شهر فرامينگهام در ايالت ماساچوست آمريکا مورد مطالعه قرار دادند.
فشار روانی
تيم مشترک محققان از دانشگاه بوستون و "موسسه اپيدمی شناسی ايکر" در ويسکانسين همچنين دريافت که ازدواج برای مردان مناسب است، چرا که احتمال مرگ مردان متاهل در اثر بيماری قلبی تنها نصف مردان مجرد است.
ايلين ايکر، سرپرست گروه محققان گفت: "معتقديم که آن دسته از مشخصات ازدواج را که بر سلامت و طول عمر افراد تاثير دارند کشف کرده ايم."
مطالعه ديگری به روی 35 هزار زن توسط "مرکز کنترل و پيشگيری از بيماری ها" در شهر آتلانتا، که نتايج آن در همين نشريه چاپ شده است، ارتباط ميان بيماری های قلب و عروق و زندگی حرفه ای را بررسی کرد.
اين مطالعه نشان داد که آن دسته از زنان بيکار که در جستجوی کار بودند بيشترين ميزان ناراحتی های جسمانی را گزارش داده اند، به طوری که يک سوم آنها از فشار خون بالا رنج می بردند و 6 درصد نيز دچار حمله قلبی، سکته مغزی يا درد قفسه سينه شدند.
در اين ميان زنان شاغل سالم تر از بقيه بودند، به طوری که تنها يک پنجم آنها از فشار خون بالا و دو درصد از بيماری های قلب و عروق رنج می بردند.
ناراحتی فشار خون در زنانی که کار نمی کنند و در جستجوی کار نبودند نيز مشابه زنان شاغل بود اما آنها کمی بيش از زنان شاغل دچار ناراحتی های قلب و عروق می شدند.
نشريه "انجمن قلب آمريکا" گزارش داده است زنانی که در جريان منازعه با شوهر خود سکوت اختيار می کنند چهار بار بيشتر با خطر مرگ ناشی از ناراحتی قلبی مواجه هستند.
به علاوه زنانی که حرفه آنها در بيرون از خانه، زندگی خانوادگی آنها را مختل می کند دو بار بيشتر با خطر ابتلا به بيماری مرگبار قلبی روبرو هستند.
محققان 3700 نفر را طی دوره ای 10 ساله در شهر فرامينگهام در ايالت ماساچوست آمريکا مورد مطالعه قرار دادند.
فشار روانی
تيم مشترک محققان از دانشگاه بوستون و "موسسه اپيدمی شناسی ايکر" در ويسکانسين همچنين دريافت که ازدواج برای مردان مناسب است، چرا که احتمال مرگ مردان متاهل در اثر بيماری قلبی تنها نصف مردان مجرد است.
ايلين ايکر، سرپرست گروه محققان گفت: "معتقديم که آن دسته از مشخصات ازدواج را که بر سلامت و طول عمر افراد تاثير دارند کشف کرده ايم."
مطالعه ديگری به روی 35 هزار زن توسط "مرکز کنترل و پيشگيری از بيماری ها" در شهر آتلانتا، که نتايج آن در همين نشريه چاپ شده است، ارتباط ميان بيماری های قلب و عروق و زندگی حرفه ای را بررسی کرد.
اين مطالعه نشان داد که آن دسته از زنان بيکار که در جستجوی کار بودند بيشترين ميزان ناراحتی های جسمانی را گزارش داده اند، به طوری که يک سوم آنها از فشار خون بالا رنج می بردند و 6 درصد نيز دچار حمله قلبی، سکته مغزی يا درد قفسه سينه شدند.
در اين ميان زنان شاغل سالم تر از بقيه بودند، به طوری که تنها يک پنجم آنها از فشار خون بالا و دو درصد از بيماری های قلب و عروق رنج می بردند.
ناراحتی فشار خون در زنانی که کار نمی کنند و در جستجوی کار نبودند نيز مشابه زنان شاغل بود اما آنها کمی بيش از زنان شاغل دچار ناراحتی های قلب و عروق می شدند.
Monday, February 07, 2005
Vitamins
Eating a wide variety of fruit and vegetables means you're more likely to get all the vitamins and minerals you need. But what are vitamins - and why are they so important to your good health?
Vitamins are organic substances - this means they're found in plants and animals.
Most vitamins can't be made by your body, so they must be sourced from your diet. Vitamin D and the B vitamin niacin are exceptions to this.
Nutritionists have divided vitamins into two groups: fat-soluble and water-soluble.
The fat-soluble vitamins - A, D, E and K - are transported through your body by fat. They can also be stored in your fat and liver cells for a limited period of time.
The water-soluble vitamins - B and C - are absorbed by and transported through your body in water. They need to be eaten every day, as you can't store them for any length of time.
Fat-soluble vitamins
Vitamin Why important? Where found? Daily Recommendation
Vitamin A It looks after your eyes, the lining of your nose, throat and lungs, and your skin cells. Carrots, sweet potatoes, pumpkins, red chillies, tomatoes, 'orange' fruits, such as apricots and mango, and dark green leafy vegetables. 600µg for females, 700µg for males.
Vitamin D It helps your body to absorb calcium, needed to ensure strong bones and teeth. The most important source is the sun, but it's also found in tiny amounts in dairy products, cod liver oil and oily fish. No recommendations as sunlight is the main source.
Vitamin E It fights free radicals - unbalanced molecules that can cause damage to your cells. It also contributes to the healthy condition of your skin. Vegetables, poultry, fish, fortified breakfast cereals, vegetable oils, nuts and seeds. Up to 4mg for adult males and up to 3mg for adult females is considered a safe intake.
Vitamin K It helps your body to make a number of proteins, one of which helps your blood to clot. Dark green leafy vegetables such as Brussels sprouts, broccoli, cabbage, spinach and asparagus. It's also found in soya oil and margarine. 1µg for every kg of body weight is considered a safe intake for both men and women.
Water-soluble vitamins
Vitamin Why important? Where found? Daily Recommendation
B-complex Vitamins They help you to metabolise your food and help your blood cells to form and flow. Green vegetables, whole grains, meat, such as liver, kidneys, pork, beef and lamb, vegetable extracts, nuts and fortified breakfast cereals. Eight vitamins make up the B-complex family:
B1 (Thiamin) - Adult male, 0.9mg. Adult female, 0.8mg.
B2 (Riboflavin - Adult male, 1.3mg. Adult female, 1.1mg.
B3 (Niacin) - Adult male, 17mg. Adult female, 13mg.
B5 (Pantothenic Acid) - 3 to 7mg is considered a safe intake for both sexes.
B6 (Pyridoxine) - Adult male, 1.4mg. Adult female, 1.2mg.
B9 (Folate) - 200 mcg for both adult males and females.
B12 (Cobalamin) - 1.5 µg for both adult males and females.
Biotin - 10-20 µg is considered a safe intake for both sexes.
Vitamin C It helps your body to produce collagen (important for skin and bone structure) and to absorb iron. A wide variety of vegetables and fruit, including spinach, broccoli, tomatoes, strawberries, citrus fruit and potatoes. 40mg for both adult male and female
Vitamins are organic substances - this means they're found in plants and animals.
Most vitamins can't be made by your body, so they must be sourced from your diet. Vitamin D and the B vitamin niacin are exceptions to this.
Nutritionists have divided vitamins into two groups: fat-soluble and water-soluble.
The fat-soluble vitamins - A, D, E and K - are transported through your body by fat. They can also be stored in your fat and liver cells for a limited period of time.
The water-soluble vitamins - B and C - are absorbed by and transported through your body in water. They need to be eaten every day, as you can't store them for any length of time.
Fat-soluble vitamins
Vitamin Why important? Where found? Daily Recommendation
Vitamin A It looks after your eyes, the lining of your nose, throat and lungs, and your skin cells. Carrots, sweet potatoes, pumpkins, red chillies, tomatoes, 'orange' fruits, such as apricots and mango, and dark green leafy vegetables. 600µg for females, 700µg for males.
Vitamin D It helps your body to absorb calcium, needed to ensure strong bones and teeth. The most important source is the sun, but it's also found in tiny amounts in dairy products, cod liver oil and oily fish. No recommendations as sunlight is the main source.
Vitamin E It fights free radicals - unbalanced molecules that can cause damage to your cells. It also contributes to the healthy condition of your skin. Vegetables, poultry, fish, fortified breakfast cereals, vegetable oils, nuts and seeds. Up to 4mg for adult males and up to 3mg for adult females is considered a safe intake.
Vitamin K It helps your body to make a number of proteins, one of which helps your blood to clot. Dark green leafy vegetables such as Brussels sprouts, broccoli, cabbage, spinach and asparagus. It's also found in soya oil and margarine. 1µg for every kg of body weight is considered a safe intake for both men and women.
Water-soluble vitamins
Vitamin Why important? Where found? Daily Recommendation
B-complex Vitamins They help you to metabolise your food and help your blood cells to form and flow. Green vegetables, whole grains, meat, such as liver, kidneys, pork, beef and lamb, vegetable extracts, nuts and fortified breakfast cereals. Eight vitamins make up the B-complex family:
B1 (Thiamin) - Adult male, 0.9mg. Adult female, 0.8mg.
B2 (Riboflavin - Adult male, 1.3mg. Adult female, 1.1mg.
B3 (Niacin) - Adult male, 17mg. Adult female, 13mg.
B5 (Pantothenic Acid) - 3 to 7mg is considered a safe intake for both sexes.
B6 (Pyridoxine) - Adult male, 1.4mg. Adult female, 1.2mg.
B9 (Folate) - 200 mcg for both adult males and females.
B12 (Cobalamin) - 1.5 µg for both adult males and females.
Biotin - 10-20 µg is considered a safe intake for both sexes.
Vitamin C It helps your body to produce collagen (important for skin and bone structure) and to absorb iron. A wide variety of vegetables and fruit, including spinach, broccoli, tomatoes, strawberries, citrus fruit and potatoes. 40mg for both adult male and female
Subscribe to:
Posts (Atom)

